فال و طالع بینی
-
تفسیر و معنی غزل شماره 185 حافظ – نقدها را بود آیا که عیاری گیرند
نقدها را بود آیا که عیاری گیرندتا همه صومعه داران پی کاری گیرند مصلحت دید من آن است که یاران همه کاربگذارند و خم طره یاری گیرند خوش گرفتند حریفان سر زلف ساقیگر فلکشان بگذارد که قراری گیرند قوت بازوی…
-
معنی طاووس در فال قهوه و تفسیر کامل آن
نمایان شدن طاووس در فال قهوه با توجه به اینکه در کدام قسمت از فنجان نقش بسته باشد معانی مختلفی دارد. دست یافتن به موفقیت، خوش شانسی و زندگی جدید توام با شانس از تعبیرهای طاووس در فال قهوه است.…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 390 حافظ –افسر سلطان گل پیدا شد از طرف چمن
افسر سلطان گل پیدا شد از طرف چمنمقدمش یا رب مبارک باد بر سرو و سمن خوش به جای خویشتن بود این نشست خسرویتا نشیند هر کسی اکنون به جای خویشتن خاتم جم را بشارت ده به حسن خاتمتکاسم اعظم…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 94 حافظ – زان یار دلنوازم شکریست با شکایت
زان یار دلنوازم شکریست با شکایتگر نکته دان عشقی بشنو تو این حکایت بی مزد بود و منت هر خدمتی که کردمیا رب مباد کس را مخدوم بی عنایت رندان تشنه لب را آبی نمیدهد کسگویی ولی شناسان رفتند از…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 288 حافظ –کنار آب و پای بید و طبع شعر و یاری خوش
کنار آب و پای بید و طبع شعر و یاری خوشمعاشر دلبری شیرین و ساقی گلعذاری خوش الا ای دولتی طالع که قدر وقت میدانیگوارا بادت این عشرت که داری روزگاری خوش هر آن کس را که در خاطر ز…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 134 حافظ – بلبلی خون دلی خورد و گلی حاصل کرد
بلبلی خون دلی خورد و گلی حاصل کردباد غیرت به صدش خار پریشان دل کرد طوطی ای را به خیال شکری دل خوش بودناگهش سیل فنا نقش امل باطل کرد قره العین من آن میوه دل یادش بادکه چه آسان…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 237 حافظ – نفس برآمد و کام از تو بر نمیآید
نفس برآمد و کام از تو بر نمیآیدفغان که بخت من از خواب در نمیآید صبا به چشم من انداخت خاکی از کویشکه آب زندگیم در نظر نمیآید قد بلند تو را تا به بر نمیگیرمدرخت کام و مرادم به…
-
معنی و تعبیر فال حضرت آدم
حضرت آدم نخستین انسان خلق شده، پدر همه انسانهای نسل حاضر و اولین پیامبر الهی بود. کسی که به تایید قرآن برای نخستین بار خداوند از روح خود در کالبد او دمید، آنگاه خود را برای خلقت آدم ستود و…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 93 حافظ – چه لطف بود که ناگاه رشحه قلمت
چه لطف بود که ناگاه رشحه قلمتحقوق خدمت ما عرضه کرد بر کرمت به نوک خامه رقم کردهای سلام مراکه کارخانه دوران مباد بی رقمت نگویم از من بیدل به سهو کردی یادکه در حساب خرد نیست سهو بر قلمت…


