فال و طالع بینی
-
تفسیر و معنی غزل شماره 161 حافظ – کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد
کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشدیک نکته از این معنی گفتیم و همین باشد از لعل تو گر یابم انگشتری زنهارصد ملک سلیمانم در زیر نگین باشد غمناک نباید بود از طعن حسود ای دلشاید که چو وابینی…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 178 حافظ –هر که شد محرم دل در حرم یار بماند
هر که شد محرم دل در حرم یار بماندوان که این کار ندانست در انکار بماند اگر از پرده برون شد دل من عیب مکنشکر ایزد که نه در پرده پندار بماند صوفیان واستدند از گرو می همه رختدلق ما…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 94 حافظ – زان یار دلنوازم شکریست با شکایت
زان یار دلنوازم شکریست با شکایتگر نکته دان عشقی بشنو تو این حکایت بی مزد بود و منت هر خدمتی که کردمیا رب مباد کس را مخدوم بی عنایت رندان تشنه لب را آبی نمیدهد کسگویی ولی شناسان رفتند از…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 92 حافظ – میر من خوش میروی کاندر سر و پا میرمت
میر من خوش میروی کاندر سر و پا میرمتخوش خرامان شو که پیش قد رعنا میرمت گفته بودی کی بمیری پیش من تعجیل چیستخوش تقاضا میکنی پیش تقاضا میرمت عاشق و مخمور و مهجورم بت ساقی کجاستگو که بخرامد که…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 429 حافظ – ساقی بیا که شد قدح لاله پر ز می
ساقی بیا که شد قدح لاله پر ز میطامات تا به چند و خرافات تا به کی بگذر ز کبر و ناز که دیدهست روزگارچین قبای قیصر و طرف کلاه کی هشیار شو که مرغ چمن مست گشت هانبیدار شو…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 330 حافظ –تو همچو صبحی و من شمع خلوت سحرم
تو همچو صبحی و من شمع خلوت سحرمتبسمی کن و جان بین که چون همیسپرم چنین که در دل من داغ زلف سرکش توستبنفشه زار شود تربتم چو درگذرم بر آستان مرادت گشادهام در چشمکه یک نظر فکنی خود فکندی…
-
معنی صدف در فال قهوه و تفسیر کامل آن
نقش صدف در فال قهوه با توجه به اینکه در کدام قسمت از فنجان نمایان شود، معانی مختلفی دارد. صدف نمادی از خشم، درگیری و تغییر است. در ادامه این نوشته از سایت تاپترین به بررسی تفسیر کامل نشان صدف…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 110 حافظ – پیرانه سرم عشق جوانی به سر افتاد
پیرانه سرم عشق جوانی به سر افتادوان راز که در دل بنهفتم به درافتاد از راه نظر مرغ دلم گشت هواگیرای دیده نگه کن که به دام که درافتاد دردا که از آن آهوی مشکین سیه چشمچون نافه بسی خون…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 83 حافظ – گر ز دست زلف مشکینت خطایی رفت رفت
گر ز دست زلف مشکینت خطایی رفت رفتور ز هندوی شما بر ما جفایی رفت رفت برق عشق ار خرمن پشمینه پوشی سوخت سوختجور شاه کامران گر بر گدایی رفت رفت در طریقت رنجش خاطر نباشد می بیارهر کدورت را…

