فال و طالع بینی
-
تفسیر و معنی غزل شماره 435 حافظ – با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی
با مدعی مگویید اسرار عشق و مستیتا بیخبر بمیرد در درد خودپرستی عاشق شو ار نه روزی کار جهان سر آیدناخوانده نقش مقصود از کارگاه هستی دوش آن صنم چه خوش گفت در مجلس مغانمبا کافران چه کارت گر بت…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 422 حافظ –ای که با سلسله زلف دراز آمدهای
ای که با سلسله زلف دراز آمدهایفرصتت باد که دیوانه نواز آمدهای ساعتی ناز مفرما و بگردان عادتچون به پرسیدن ارباب نیاز آمدهای پیش بالای تو میرم چه به صلح و چه به جنگچون به هر حال برازنده ناز آمدهای…
-
معنی چمن در فال قهوه و تفسیر کامل آن
نماد چمن در فال قهوه با توجه به اینکه در کدام قسمت از فنجان نمایان شود، معانی مختلفی دارد. چمن نمادی از ارتباط، سلامت، ثروت و بخشش است. در ادامه این نوشته از سایت تاپترین به بررسی تفسیر کامل نشان…
-
معنی قایق در فال قهوه و تفسیر کامل آن
نقش قایق در فال قهوه با توجه به اینکه در کدام قسمت از فنجان نمایان شود، معانی مختلفی دارد. به طور کلی قایق نشان دهنده سفر است. در ادامه این نوشته از سایت تاپترین به بررسی تفسیر کامل نشان قایق…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 467 حافظ – زان می عشق کز او پخته شود هر خامی
زان می عشق کز او پخته شود هر خامیگر چه ماه رمضان است بیاور جامی روزها رفت که دست من مسکین نگرفتزلف شمشادقدی ساعد سیم اندامی روزه هر چند که مهمان عزیز است ای دلصحبتش موهبتی دان و شدن انعامی…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 184 حافظ –دوش دیدم که ملایک در میخانه زدند
دوش دیدم که ملایک در میخانه زدندگل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند ساکنان حرم ستر و عفاف ملکوتبا من راه نشین باده مستانه زدند آسمان بار امانت نتوانست کشیدقرعه کار به نام من دیوانه زدند جنگ هفتاد و دو…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 105 حافظ – صوفی ار باده به اندازه خورد نوشش باد
صوفی ار باده به اندازه خورد نوشش بادور نه اندیشه این کار فراموشش باد آن که یک جرعه می از دست تواند دادندست با شاهد مقصود در آغوشش باد پیر ما گفت خطا بر قلم صنع نرفتآفرین بر نظر پاک…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 113 حافظ – بنفشه دوش به گل گفت و خوش نشانی داد
بنفشه دوش به گل گفت و خوش نشانی دادکه تاب من به جهان طره فلانی داد دلم خزانه اسرار بود و دست قضادرش ببست و کلیدش به دلستانی داد شکسته وار به درگاهت آمدم که طبیببه مومیایی لطف توام نشانی…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 340 حافظ –من که از آتش دل چون خم می در جوشم
من که از آتش دل چون خم می در جوشممهر بر لب زده خون میخورم و خاموشم قصد جان است طمع در لب جانان کردنتو مرا بین که در این کار به جان میکوشم من کی آزاد شوم از غم…

