فال و طالع بینی
-
تفسیر و معنی غزل شماره 235 حافظ – زهی خجسته زمانی که یار بازآید
زهی خجسته زمانی که یار بازآیدبه کام غمزدگان غمگسار بازآید به پیش خیل خیالش کشیدم ابلق چشمبدان امید که آن شهسوار بازآید اگر نه در خم چوگان او رود سر منز سر نگویم و سر خود چه کار بازآید مقیم…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 463 حافظ – سلام الله ما کر اللیالی
سلام الله ما کر اللیالیو جاوبت المثانی و المثالی علی وادی الاراک و من علیهاو دار باللوی فوق الرمال دعاگوی غریبان جهانمو ادعو بالتواتر و التوالی به هر منزل که رو آرد خدا رانگه دارش به لطف لایزالی منال ای…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 80 حافظ – عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت
عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشتکه گناه دگران بر تو نخواهند نوشت من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باشهر کسی آن درود عاقبت کار که کشت همه کس طالب یارند چه هشیار و چه مستهمه…
-
معنی نوزاد در فال قهوه و تفسیر کامل آن
دیدن نوزاد در فال قهوه به طور کلی تعبیر مثبتی دارد و تولد، شروع تازه و شادی تفسیر میشود. اما نقش جنین و نوزاد در فال قهوه با توجه به اینکه در کدام قسمت از فنجان نمایان شود، معانی مختلفی…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 85 حافظ – شربتی از لب لعلش نچشیدیم و برفت
شربتی از لب لعلش نچشیدیم و برفتروی مه پیکر او سیر ندیدیم و برفت گویی از صحبت ما نیک به تنگ آمده بودبار بربست و به گردش نرسیدیم و برفت بس که ما فاتحه و حرز یمانی خواندیموز پی اش…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 260 حافظ –ای سرو ناز حسن که خوش میروی به ناز
ای سرو ناز حسن که خوش میروی به نازعشاق را به ناز تو هر لحظه صد نیاز فرخنده باد طلعت خوبت که در ازلببریدهاند بر قد سروت قبای ناز آن را که بوی عنبر زلف تو آرزوستچون عود گو بر…
-
معنی سرباز در فال قهوه و تفسیر کامل آن
نقش سرباز در فال قهوه با توجه به اینکه در کدام قسمت از فنجان نمایان شود، معانی مختلفی دارد. سرباز نمادی از سختی، گرفتاری، همیاری، عزم و اراده است. در ادامه این نوشته از سایت تاپترین به بررسی تفسیر کامل…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 327 حافظ – مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم
مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارمهواداران کویش را چو جان خویشتن دارم صفای خلوت خاطر از آن شمع چگل جویمفروغ چشم و نور دل از آن ماه ختن دارم به کام و آرزوی دل چو دارم…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 195 حافظ – غلام نرگس مست تو تاجدارانند
غلام نرگس مست تو تاجدارانندخراب باده لعل تو هوشیارانند تو را صبا و مرا آب دیده شد غمازو گر نه عاشق و معشوق رازدارانند ز زیر زلف دوتا چون گذر کنی بنگرکه از یمین و یسارت چه سوگوارانند گذار کن…

