فال و طالع بینی
-
تفسیر و معنی غزل شماره 320 حافظ –دیشب به سیل اشک ره خواب میزدم
دیشب به سیل اشک ره خواب میزدمنقشی به یاد خط تو بر آب میزدم ابروی یار در نظر و خرقه سوختهجامی به یاد گوشه محراب میزدم هر مرغ فکر کز سر شاخ سخن بجستبازش ز طره تو به مضراب میزدم…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 175 حافظ – صبا به تهنیت پیر می فروش آمد
صبا به تهنیت پیر می فروش آمدکه موسم طرب و عیش و ناز و نوش آمد هوا مسیح نفس گشت و باد نافه گشایدرخت سبز شد و مرغ در خروش آمد تنور لاله چنان برفروخت باد بهارکه غنچه غرق عرق…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 387 حافظ – شاه شمشادقدان خسرو شیرین دهنان
شاه شمشادقدان خسرو شیرین دهنانکه به مژگان شکند قلب همه صف شکنان مست بگذشت و نظر بر من درویش انداختگفت ای چشم و چراغ همه شیرین سخنان تا کی از سیم و زرت کیسه تهی خواهد بودبنده من شو و…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 52 حافظ – روزگاریست که سودای بتان دین من است
روزگاریست که سودای بتان دین من استغم این کار نشاط دل غمگین من است دیدن روی تو را دیده جان بین بایدوین کجا مرتبه چشم جهان بین من است یار من باش که زیب فلک و زینت دهراز مه روی…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 352 حافظ –روزگاری شد که در میخانه خدمت میکنم
روزگاری شد که در میخانه خدمت میکنمدر لباس فقر کار اهل دولت میکنم تا کی اندر دام وصل آرم تذروی خوش خرامدر کمینم و انتظار وقت فرصت میکنم واعظ ما بوی حق نشنید بشنو کاین سخندر حضورش نیز میگویم نه…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 233 حافظ – دست از طلب ندارم تا کام من برآید
دست از طلب ندارم تا کام من برآیدیا تن رسد به جانان یا جان ز تن برآید بگشای تربتم را بعد از وفات و بنگرکز آتش درونم دود از کفن برآید بنمای رخ که خلقی واله شوند و حیرانبگشای لب…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 253 حافظ – ای خرم از فروغ رخت لاله زار عمر
ای خرم از فروغ رخت لاله زار عمربازآ که ریخت بی گل رویت بهار عمر از دیده گر سرشک چو باران چکد رواستکاندر غمت چو برق بشد روزگار عمر این یک دو دم که مهلت دیدار ممکن استدریاب کار ما…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 122 حافظ –هر آن که جانب اهل خدا نگه دارد
هر آن که جانب اهل خدا نگه داردخداش در همه حال از بلا نگه دارد حدیث دوست نگویم مگر به حضرت دوستکه آشنا سخن آشنا نگه دارد دلا معاش چنان کن که گر بلغزد پایفرشتهات به دو دست دعا نگه…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 197 حافظ – شاهدان گر دلبری زین سان کنند
شاهدان گر دلبری زین سان کنندزاهدان را رخنه در ایمان کنند هر کجا آن شاخ نرگس بشکفدگلرخانش دیده نرگسدان کنند ای جوان سروقد گویی ببرپیش از آن کز قامتت چوگان کنند عاشقان را بر سر خود حکم نیستهر چه فرمان…
