فال و طالع بینی
-
معنی میز در فال قهوه و تفسیر کامل آن
نقش میز در فال قهوه با توجه به اینکه در کدام قسمت از فنجان نمایان شود، معانی مختلفی دارد. میز نمادی از وحدت، همبستگی و سازگاری است. در ادامه این نوشته از سایت تاپترین به بررسی تفسیر کامل نشان میز…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 70 حافظ – مردم دیده ما جز به رخت ناظر نیست
مردم دیده ما جز به رخت ناظر نیستدل سرگشته ما غیر تو را ذاکر نیست اشکم احرام طواف حرمت میبنددگر چه از خون دل ریش دمی طاهر نیست بسته دام و قفس باد چو مرغ وحشیطایر سدره اگر در طلبت…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 192 حافظ –سرو چمان من چرا میل چمن نمی کند
سرو چمان من چرا میل چمن نمی کندهمدم گل نمی شود یاد سمن نمی کند دی گله ای ز طره اش کردم و از سر فسوسگفت که این سیاه کج گوش به من نمی کند تا دل هرزه گرد من…
-
معنی عقرب در فال قهوه و تفسیر کامل آن
نقش عقرب در فال قهوه با توجه به اینکه در کدام قسمت از فنجان نمایان شود، معانی مختلفی دارد. عقرب نمادی از تباهی، شور و شوق، عشق و رابطه جنسی است. در ادامه این نوشته از سایت تاپترین به بررسی…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 416 حافظ –خنک نسیم معنبر شمامهای دلخواه
خنک نسیم معنبر شمامهای دلخواهکه در هوای تو برخاست بامداد پگاه دلیل راه شو ای طایر خجسته لقاکه دیده آب شد از شوق خاک آن درگاه به یاد شخص نزارم که غرق خون دل استهلال را ز کنار افق کنید…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 331 حافظ – به تیغم گر کشد دستش نگیرم
به تیغم گر کشد دستش نگیرموگر تیرم زند منت پذیرم کمان ابرویت را گو بزن تیرکه پیش دست و بازویت بمیرم غم گیتی گر از پایم درآردبجز ساغر که باشد دستگیرم برآی ای آفتاب صبح امیدکه در دست شب هجران…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 389 حافظ – چو گل هر دم به بویت جامه در تن
چو گل هر دم به بویت جامه در تنکنم چاک از گریبان تا به دامن تنت را دید گل گویی که در باغچو مستان جامه را بدرید بر تن من از دست غمت مشکل برم جانولی دل را تو آسان…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 48 حافظ – صوفی از پرتو می راز نهانی دانست
صوفی از پرتو می راز نهانی دانستگوهر هر کس از این لعل توانی دانست قدر مجموعه گل مرغ سحر داند و بسکه نه هر کو ورقی خواند معانی دانست عرضه کردم دو جهان بر دل کارافتادهبجز از عشق تو باقی…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 184 حافظ –دوش دیدم که ملایک در میخانه زدند
دوش دیدم که ملایک در میخانه زدندگل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند ساکنان حرم ستر و عفاف ملکوتبا من راه نشین باده مستانه زدند آسمان بار امانت نتوانست کشیدقرعه کار به نام من دیوانه زدند جنگ هفتاد و دو…

