فال و طالع بینی
-
معنی مجسمه در فال قهوه و تفسیر کامل آن
نقش مجسمه در فال قهوه با توجه به اینکه در کدام قسمت از فنجان نمایان شود، معانی مختلفی دارد. مجسمه نمادی از اندیشه، خیال و تدبیر است. در ادامه این نوشته از سایت تاپترین به بررسی تفسیر کامل نشان مجسمه…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 343 حافظ – چل سال بیش رفت که من لاف میزنم
چل سال بیش رفت که من لاف میزنمکز چاکران پیر مغان کمترین منم هرگز به یمن عاطفت پیر می فروشساغر تهی نشد ز می صاف روشنم از جاه عشق و دولت رندان پاکبازپیوسته صدر مصطبهها بود مسکنم در شان من…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 258 حافظ –هزار شکر که دیدم به کام خویشت باز
هزار شکر که دیدم به کام خویشت بازز روی صدق و صفا گشته با دلم دمساز روندگان طریقت ره بلا سپرندرفیق عشق چه غم دارد از نشیب و فراز غم حبیب نهان به ز گفت و گوی رقیبکه نیست سینه…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 264 حافظ –خیز و در کاسه زر آب طربناک انداز
خیز و در کاسه زر آب طربناک اندازپیشتر زان که شود کاسه سر خاک انداز عاقبت منزل ما وادی خاموشان استحالیا غلغله در گنبد افلاک انداز چشم آلوده نظر از رخ جانان دور استبر رخ او نظر از آینه پاک…
-
معنی جادوگر یا زن جادوگر در فال قهوه و تفسیر کامل آن
نقش جادوگر یا زن جادوگر در فال قهوه با توجه به اینکه در کدام قسمت از فنجان نمایان شود، معانی مختلفی دارد. به طور کلی، جادوگر نمادی از تواناییهای ذهنی و نیروهای فراروانی است. در ادامه این نوشته از سایت تاپترین به…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 257 حافظ – روی بنما و مرا گو که ز جان دل برگیر
روی بنما و مرا گو که ز جان دل برگیرپیش شمع آتش پروانه به جان گو درگیر در لب تشنه ما بین و مدار آب دریغبر سر کشته خویش آی و ز خاکش برگیر ترک درویش مگیر ار نبود سیم…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 256 حافظ –نصیحتی کنمت بشنو و بهانه مگیر
نصیحتی کنمت بشنو و بهانه مگیرهر آنچه ناصح مشفق بگویدت بپذیر ز وصل روی جوانان تمتعی بردارکه در کمینگه عمر است مکر عالم پیر نعیم هر دو جهان پیش عاشقان به جویکه این متاع قلیل است و آن عطای کثیر…
-
معنی چشم در فال قهوه و تفسیر کامل آن
نقش چشم در فال قهوه با توجه به اینکه در کدام قسمت از فنجان نمایان شود، معانی مختلفی دارد. مشاهده چشم در فال قهوه میتواند به معنای بروز مشکل یا نشانه رهبری باشد. در ادامه این نوشته از سایت تاپترین…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 84 حافظ – ساقی بیار باده که ماه صیام رفت
ساقی بیار باده که ماه صیام رفتدرده قدح که موسم ناموس و نام رفت وقت عزیز رفت بیا تا قضا کنیمعمری که بی حضور صراحی و جام رفت مستم کن آن چنان که ندانم ز بیخودیدر عرصه خیال که آمد…

