فال و طالع بینی
-
تفسیر و معنی غزل شماره 251 حافظ – شب وصل است و طی شد نامه هجر
شب وصل است و طی شد نامه هجرسلام فیه حتی مطلع الفجر دلا در عاشقی ثابت قدم باشکه در این ره نباشد کار بی اجر من از رندی نخواهم کرد توبهو لو آذیتنی بالهجر و الحجر برآی ای صبح روشن…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 329 حافظ – جوزا سحر نهاد حمایل برابرم
جوزا سحر نهاد حمایل برابرمیعنی غلام شاهم و سوگند میخورم ساقی بیا که از مدد بخت کارسازکامی که خواستم ز خدا شد میسرم جامی بده که باز به شادی روی شاهپیرانه سر هوای جوانیست در سرم راهم مزن به وصف…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 297 حافظ – زبان خامه ندارد سر بیان فراق
زبان خامه ندارد سر بیان فراقوگرنه شرح دهم با تو داستان فراق دریغ مدت عمرم که بر امید وصالبه سر رسید و نیامد به سر زمان فراق سری که بر سر گردون به فخر میسودمبه راستان که نهادم بر آستان…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 466 حافظ –این خرقه که من دارم در رهن شراب اولی
این خرقه که من دارم در رهن شراب اولیوین دفتر بیمعنی غرق می ناب اولی چون عمر تبه کردم چندان که نگه کردمدر کنج خراباتی افتاده خراب اولی چون مصلحت اندیشی دور است ز درویشیهم سینه پر از آتش هم…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 132 حافظ –به آب روشن می عارفی طهارت کرد
به آب روشن می عارفی طهارت کردعلی الصباح که میخانه را زیارت کرد همین که ساغر زرین خور نهان گردیدهلال عید به دور قدح اشارت کرد خوشا نماز و نیاز کسی که از سر دردبه آب دیده و خون جگر…
-
معنی کارت تاروت The Tower عمودی و تفسیر کارت برج
کارت تاروت The Tower عمودی که با نام کارت برج نیز شناخته میشود از دیگر کارتهای استفاده شده برای گرفتن فال تاروت کبیر است. این کارت هم مثل دیگر کارتهای تاروت دارای معنی و مفهوم خاص است که بسته به…
-
معنی و تعبیر فال حضرت شعیب
حضرت شعیب از پیامبران الهی است که نام وی بارها در قرآن آمده است. همچنین وی پدر زن حضرت موسی بوده است. معنی و تعبیر فال حضرت شعیب در کادر زیر نتیجه فال انبیا خود را مشاهده میکنید؛ بسته به…
-
معنی ببر در فال قهوه و تفسیر کامل آن
ببر در فال قهوه نمادی از شهامت، عزم و اراده است. تعبیر فال قهوه ببر به شما میگوید که انرژیتان را صرف کارهای بی نتیجه نکرده و از افراد نادان دوری کنید. در ادامه این نوشته از سایت تاپترین به…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 330 حافظ –تو همچو صبحی و من شمع خلوت سحرم
تو همچو صبحی و من شمع خلوت سحرمتبسمی کن و جان بین که چون همیسپرم چنین که در دل من داغ زلف سرکش توستبنفشه زار شود تربتم چو درگذرم بر آستان مرادت گشادهام در چشمکه یک نظر فکنی خود فکندی…



