فال و طالع بینی
-
تفسیر و معنی غزل شماره 454 حافظ –ز کوی یار میآید نسیم باد نوروزی
ز کوی یار میآید نسیم باد نوروزیاز این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی چو گل گر خردهای داری خدا را صرف عشرت کنکه قارون را غلطها داد سودای زراندوزی ز جام گل دگر بلبل چنان مست می لعل…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 113 حافظ – بنفشه دوش به گل گفت و خوش نشانی داد
بنفشه دوش به گل گفت و خوش نشانی دادکه تاب من به جهان طره فلانی داد دلم خزانه اسرار بود و دست قضادرش ببست و کلیدش به دلستانی داد شکسته وار به درگاهت آمدم که طبیببه مومیایی لطف توام نشانی…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 5 حافظ – دل می رود ز دستم صاحب دلان خدا را
دل می رود ز دستم صاحب دلان خدا رادردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا کشتی شکستگانیم ای باد شرطه برخیزباشد که بازبینم دیدار آشنا را ده روزه مهر گردون افسانه است و افسوننیکی به جای یاران فرصت شمار یارا…
-
معنی کبوتر در فال قهوه و تفسیر کامل آن
به طور کلی، دیدن کبوتر در فال قهوه نشانه ای مثبت است. نقش کبوتر در فنجان قهوه، رسیدن خبر خوش، موفقیت مالی و ثروت و آینده روشن تعبیر میگردد. در ادامه این نوشته از سایت تاپترین به بررسی تفسیر کامل نشان کبوتر…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 289 حافظ – مجمع خوبی و لطف است عذار چو مهش
مجمع خوبی و لطف است عذار چو مهشلیکنش مهر و وفا نیست خدایا بدهش دلبرم شاهد و طفل است و به بازی روزیبکشد زارم و در شرع نباشد گنهش من همان به که از او نیک نگه دارم دلکه بد…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 381 حافظ – گر چه ما بندگان پادشهیم
گر چه ما بندگان پادشهیمپادشاهان ملک صبحگهیم گنج در آستین و کیسه تهیجام گیتی نما و خاک رهیم هوشیار حضور و مست غروربحر توحید و غرقه گنهیم شاهد بخت چون کرشمه کندماش آیینه رخ چو مهیم شاه بیدار بخت را…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 280 حافظ –چو برشکست صبا زلف عنبرافشانش
چو برشکست صبا زلف عنبرافشانشبه هر شکسته که پیوست تازه شد جانش کجاست همنفسی تا به شرح عرضه دهمکه دل چه میکشد از روزگار هجرانش زمانه از ورق گل مثال روی تو بستولی ز شرم تو در غنچه کرد پنهانش…
-
معنی و تعبیر فال حضرت لقمان
لُقْمان حکیم از شخصیتهای قرآنی که قبل از اسلام میزیسته است. لقمان به حکمت، مواعظ و داستانهای اخلاقی مشهور است و سورهای از قرآن به نام او است. شرک نورزیدن به خدا، تواضع در برابر مردم، وقار در راهرفتن، میانهروی…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 237 حافظ – نفس برآمد و کام از تو بر نمیآید
نفس برآمد و کام از تو بر نمیآیدفغان که بخت من از خواب در نمیآید صبا به چشم من انداخت خاکی از کویشکه آب زندگیم در نظر نمیآید قد بلند تو را تا به بر نمیگیرمدرخت کام و مرادم به…


