فال و طالع بینی
-
تفسیر و معنی غزل شماره 83 حافظ – گر ز دست زلف مشکینت خطایی رفت رفت
گر ز دست زلف مشکینت خطایی رفت رفتور ز هندوی شما بر ما جفایی رفت رفت برق عشق ار خرمن پشمینه پوشی سوخت سوختجور شاه کامران گر بر گدایی رفت رفت در طریقت رنجش خاطر نباشد می بیارهر کدورت را…
-
معنی چاقو در فال قهوه و تفسیر کامل آن
نقش چاقو در فال قهوه با توجه به اینکه در کدام قسمت از فنجان نمایان شود، معانی مختلفی دارد. چاقو نمادی از تباهی، رهایی و اختلاف است. در ادامه این نوشته از سایت تاپترین به بررسی تفسیر کامل نشان چاقو…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 277 حافظ – فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش
فکر بلبل همه آن است که گل شد یارشگل در اندیشه که چون عشوه کند در کارش دلربایی همه آن نیست که عاشق بکشندخواجه آن است که باشد غم خدمتگارش جای آن است که خون موج زند در دل لعلزین…
-
معنی کارت تاروت The Chariot عمودی و تفسیر کارت ارابه
کارت تاروت The Chariot که با نام کارت ارابه نیز شناخته میشود از دیگر کارتهای استفاده شده برای گرفتن فال تاروت کبیر است. این کارت هم مثل دیگر کارتهای تاروت دارای معنی و مفهوم خاص است که بسته به عمودی…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 182 حافظ –حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند
حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چندمحرمی کو که فرستم به تو پیغامی چند ما بدان مقصد عالی نتوانیم رسیدهم مگر پیش نهد لطف شما گامی چند چون می از خم به سبو رفت و گل افکند نقابفرصت عیش نگه…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 334 حافظ –گر دست رسد در سر زلفین تو بازم
گر دست رسد در سر زلفین تو بازمچون گوی چه سرها که به چوگان تو بازم زلف تو مرا عمر دراز است ولی نیستدر دست سر مویی از آن عمر درازم پروانه راحت بده ای شمع که امشباز آتش دل…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 250 حافظ –روی بنمای و وجود خودم از یاد ببر
روی بنمای و وجود خودم از یاد ببرخرمن سوختگان را همه گو باد ببر ما چو دادیم دل و دیده به طوفان بلاگو بیا سیل غم و خانه ز بنیاد ببر زلف چون عنبر خامش که ببوید هیهاتای دل خام…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 226 حافظ – ترسم که اشک در غم ما پردهدر شود
ترسم که اشک در غم ما پردهدر شودوین راز سر به مهر به عالم سمر شود گویند سنگ لعل شود در مقام صبرآری شود ولیک به خون جگر شود خواهم شدن به میکده گریان و دادخواهکز دست غم خلاص من…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 1 حافظ – الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها
الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولهاکه عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها به بوی نافهای کاخر صبا زان طره بگشایدز تاب جعد مشکینش چه خون افتاد در دل ها مرا در منزل جانان چه امن عیش…


