فال و طالع بینی
-
تفسیر و معنی غزل شماره 16 حافظ – خمی که ابروی شوخ تو در کمان انداخت
خمی که ابروی شوخ تو در کمان انداختبه قصد جان من زار ناتوان انداخت نبود نقش دو عالم که رنگ الفت بودزمانه طرح محبت نه این زمان انداخت به یک کرشمه که نرگس به خودفروشی کردفریب چشم تو صد فتنه…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 329 حافظ – جوزا سحر نهاد حمایل برابرم
جوزا سحر نهاد حمایل برابرمیعنی غلام شاهم و سوگند میخورم ساقی بیا که از مدد بخت کارسازکامی که خواستم ز خدا شد میسرم جامی بده که باز به شادی روی شاهپیرانه سر هوای جوانیست در سرم راهم مزن به وصف…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 431 حافظ – لبش میبوسم و در میکشم می
لبش میبوسم و در میکشم میبه آب زندگانی بردهام پی نه رازش میتوانم گفت با کسنه کس را میتوانم دید با وی لبش میبوسد و خون میخورد جامرخش میبیند و گل میکند خوی بده جام می و از جم مکن…
-
معنی شیر آب در فال قهوه و تفسیر کامل آن
نماد شیر یا شیر آب در فال قهوه با توجه به اینکه در کدام قسمت از فنجان نمایان شود، معانی مختلفی دارد. شیر آب نمادی از توانایی رسیدن به موفقیت در زندگی است. در ادامه این نوشته از سایت تاپترین به بررسی…
-
معنی کارت تاروت The Moon معکوس و تفسیر کارت ماه
کارت تاروت The Moon یا ماه که با نام کارت قمر نیز شناخته میشود، از دیگر کارتهای تاروت کبیر است که نمادی از فریب، آشکار شدن و چیزهای مخفی دارد. اما وقتی صحبت از کارت تاروت ماه معکوس یا وارونه…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 375 حافظ – صوفی بیا که خرقه سالوس برکشیم
صوفی بیا که خرقه سالوس برکشیموین نقش زرق را خط بطلان به سر کشیم نذر و فتوح صومعه در وجه مینهیمدلق ریا به آب خرابات برکشیم فردا اگر نه روضه رضوان به ما دهندغلمان ز روضه حور ز جنت به…
-
معنی کارت تاروت The Devil معکوس و تفسیر کارت شیطان
کارت تاروت The Devil که با نام کارت شیطان در تاروت کبیر نیز شناخته میشود از دیگر کارتهای این طالع بینی با معنای جاه طلبی، اعتیار، وسوسه و افسردگی است که وقتی صحبت از کارت شیطان معکوس یا وارونه میشود…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 217 حافظ – مسلمانان مرا وقتی دلی بود
مسلمانان مرا وقتی دلی بودکه با وی گفتمی گر مشکلی بود به گردابی چو میافتادم از غمبه تدبیرش امید ساحلی بود دلی همدرد و یاری مصلحت بینکه استظهار هر اهل دلی بود ز من ضایع شد اندر کوی جانانچه دامنگیر…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 296 حافظ –طالع اگر مدد دهد دامنش آورم به کف
طالع اگر مدد دهد دامنش آورم به کفگر بکشم زهی طرب ور بکشد زهی شرف طرف کرم ز کس نبست این دل پر امید منگر چه سخن همیبرد قصه من به هر طرف از خم ابروی توام هیچ گشایشی نشدوه…



