فال و طالع بینی
-
تفسیر و معنی غزل شماره 186 حافظ –گر می فروش حاجت رندان روا کند
گر می فروش حاجت رندان روا کندایزد گنه ببخشد و دفع بلا کند ساقی به جام عدل بده باده تا گداغیرت نیاورد که جهان پربلا کند حقا کز این غمان برسد مژده امانگر سالکی به عهد امانت وفا کند گر…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 211 حافظ – دوش میآمد و رخساره برافروخته بود
دوش میآمد و رخساره برافروخته بودتا کجا باز دل غمزدهای سوخته بود رسم عاشق کشی و شیوه شهرآشوبیجامهای بود که بر قامت او دوخته بود جان عشاق سپند رخ خود میدانست و آتش چهره بدین کار برافروخته بودگر چه میگفت…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 209 حافظ – قتل این خسته به شمشیر تو تقدیر نبود
قتل این خسته به شمشیر تو تقدیر نبودور نه هیچ از دل بیرحم تو تقصیر نبود من دیوانه چو زلف تو رها میکردمهیچ لایقترم از حلقه زنجیر نبود یا رب این آینه حسن چه جوهر داردکه در او آه مرا…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 236 حافظ –اگر آن طایر قدسی ز درم بازآید
اگر آن طایر قدسی ز درم بازآیدعمر بگذشته به پیرانه سرم بازآید دارم امید بر این اشک چو باران که دگربرق دولت که برفت از نظرم بازآید آن که تاج سر من خاک کف پایش بوداز خدا میطلبم تا به…
-
معنی راهبه در فال قهوه و تفسیر کامل آن
نقش راهبه در فال قهوه با توجه به اینکه در کدام قسمت از فنجان نمایان شود، معانی مختلفی دارد. راهبه نمادی از آرامش، صلح و احساس امنیت است. در ادامه این نوشته از سایت تاپترین به بررسی تفسیر کامل نشان…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 119 حافظ – دلی که غیب نمای است و جام جم دارد
دلی که غیب نمای است و جام جم داردز خاتمی که دمی گم شود چه غم دارد به خط و خال گدایان مده خزینه دلبه دست شاهوشی ده که محترم دارد نه هر درخت تحمل کند جفای خزانغلام همت سروم…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 289 حافظ – مجمع خوبی و لطف است عذار چو مهش
مجمع خوبی و لطف است عذار چو مهشلیکنش مهر و وفا نیست خدایا بدهش دلبرم شاهد و طفل است و به بازی روزیبکشد زارم و در شرع نباشد گنهش من همان به که از او نیک نگه دارم دلکه بد…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 100 حافظ – دی پیر می فروش که ذکرش به خیر باد
دی پیر می فروش که ذکرش به خیر بادگفتا شراب نوش و غم دل ببر ز یاد گفتم به باد میدهدم باده نام و ننگگفتا قبول کن سخن و هر چه باد باد سود و زیان و مایه چو خواهد…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 169 حافظ – یاری اندر کس نمیبینیم یاران را چه شد
یاری اندر کس نمیبینیم یاران را چه شددوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد آب حیوان تیره گون شد خضر فرخ پی کجاستخون چکید از شاخ گل باد بهاران را چه شد کس نمیگوید که یاری داشت حق دوستیحق…

