فال و طالع بینی
-
تفسیر و معنی غزل شماره 267 حافظ – ای صبا گر بگذری بر ساحل رود ارس
ای صبا گر بگذری بر ساحل رود ارسبوسه زن بر خاک آن وادی و مشکین کن نفس منزل سلمی که بادش هر دم از ما صد سلامپرصدای ساربانان بینی و بانگ جرس محمل جانان ببوس آن گه به زاری عرضه…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 166 حافظ –روز هجران و شب فرقت یار آخر شد
روز هجران و شب فرقت یار آخر شدزدم این فال و گذشت اختر و کار آخر شد آن همه ناز و تنعم که خزان میفرمودعاقبت در قدم باد بهار آخر شد شکر ایزد که به اقبال کله گوشه گلنخوت باد…
-
معنی کوه در فال قهوه و تفسیر کامل آن
نماد کوه در فال قهوه با توجه به اینکه در کدام قسمت از فنجان نمایان شود، معانی مختلفی دارد. به طور کلی کوه نشانگر موانع و نزاعهای کوچک و بزرگ است. در ادامه این نوشته از سایت تاپترین به بررسی…
-
معنی زن و مرد روبهروی هم در فال قهوه و تفسیر کامل آن
دیدن زن و مرد روبروی هم در فال قهوه اشاره به تعامل با دیگران برای رسیدن به موفقیت دارد. این شکل از قهوه به شما میگوید که باید از افراد منفی نگر و حسود دوری کنید. در ادامه این نوشته…
-
معنی هاون در فال قهوه و تفسیر کامل آن
نقش هاون در فال قهوه با توجه به اینکه در کدام قسمت از فنجان نمایان شود، معانی مختلفی دارد. هاون نمادی از قدرت و توانایی است. در ادامه این نوشته از سایت تاپترین به بررسی تفسیر کامل نشان هاون در فنجان قهوه…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 313 حافظ – بازآی ساقیا که هواخواه خدمتم
بازآی ساقیا که هواخواه خدمتممشتاق بندگی و دعاگوی دولتم زان جا که فیض جام سعادت فروغ توستبیرون شدی نمای ز ظلمات حیرتم هر چند غرق بحر گناهم ز صد جهتتا آشنای عشق شدم ز اهل رحمتم عیبم مکن به رندی…
-
معنی قلب در فال قهوه و تفسیر کامل آن
نماد قلب در فال قهوه با توجه به اینکه در کدام قسمت از فنجان نمایان شود، معانی مختلفی دارد. به طور کلی دیدن قلب در فال قهوه به معنای رابطه عاشقانه و دوستی تعبیر میشود. در ادامه این نوشته از…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 51 حافظ – لعل سیراب به خون تشنه لب یار من است
لعل سیراب به خون تشنه لب یار من استوز پی دیدن او دادن جان کار من است شرم از آن چشم سیه بادش و مژگان درازهر که دل بردن او دید و در انکار من است ساروان رخت به دروازه…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 146 حافظ –صبا وقت سحر بویی ز زلف یار میآورد
صبا وقت سحر بویی ز زلف یار میآورددل شوریده ما را به بو در کار میآورد من آن شکل صنوبر را ز باغ دیده برکندمکه هر گل کز غمش بشکفت محنت بار میآورد فروغ ماه میدیدم ز بام قصر او…

