فال و طالع بینی
-
تفسیر و معنی غزل شماره 256 حافظ –نصیحتی کنمت بشنو و بهانه مگیر
نصیحتی کنمت بشنو و بهانه مگیرهر آنچه ناصح مشفق بگویدت بپذیر ز وصل روی جوانان تمتعی بردارکه در کمینگه عمر است مکر عالم پیر نعیم هر دو جهان پیش عاشقان به جویکه این متاع قلیل است و آن عطای کثیر…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 302 حافظ –خوش خبر باشی ای نسیم شمال
خوش خبر باشی ای نسیم شمالکه به ما میرسد زمان وصال قصّهُ العشقِ لا انفصام لهافُصِمَت ها هُنا لسانُ القال ما لِسَلمی و من بذی سَلَمِأینَ جیرانُنا و کیف الحال عَفَتِ الدارُ بعدَ عافیهٍفاسألوا حالَها عَنِ الاطلال فی جمالِ الکمالِ…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 116 حافظ –کسی که حسن و خط دوست در نظر دارد
کسی که حسن و خط دوست در نظر داردمحقق است که او حاصل بصر دارد چو خامه در ره فرمان او سر طاعتنهادهایم مگر او به تیغ بردارد کسی به وصل تو چون شمع یافت پروانهکه زیر تیغ تو هر…
-
معنی چشم در فال قهوه و تفسیر کامل آن
نقش چشم در فال قهوه با توجه به اینکه در کدام قسمت از فنجان نمایان شود، معانی مختلفی دارد. مشاهده چشم در فال قهوه میتواند به معنای بروز مشکل یا نشانه رهبری باشد. در ادامه این نوشته از سایت تاپترین…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 49 حافظ – روضه خلد برین خلوت درویشان است
روضه خلد برین خلوت درویشان استمایه محتشمی خدمت درویشان است گنج عزلت که طلسمات عجایب داردفتح آن در نظر رحمت درویشان است قصر فردوس که رضوانش به دربانی رفتمنظری از چمن نزهت درویشان است آن چه زر میشود از پرتو…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 216 حافظ –آن یار کز او خانه ما جای پری بود
آن یار کز او خانه ما جای پری بود دل گفت فروکش کنم این شهر به بویشبیچاره ندانست که یارش سفری بود تنها نه ز راز دل من پرده برافتادتا بود فلک شیوه او پرده دری بود منظور خردمند من…
-
معنی لک لک در فال قهوه و تفسیر کامل آن
به طور کلی لک لک در فال قهوه به معنای شک در تصمیم گیری است و به شما میگوید که لازم است ریسک کنید تا فرصتها را از دست ندهید. اما تفسیر لک لک در فنجان قهوه بسته به اینکه…
-
معنی کارت تاروت The Tower معکوس و تفسیر کارت برج
کارت تاروت The Tower که با نام کارت برج نیز شناخته میشود، از دیگر کارتهای تاروت کبیر است که نمادی از نو شدن و ظهور چیزهای جدید است. اما وقتی صحبت از کارت تاروت برج معکوس یا وارونه میشود، ابعاد…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 334 حافظ –گر دست رسد در سر زلفین تو بازم
گر دست رسد در سر زلفین تو بازمچون گوی چه سرها که به چوگان تو بازم زلف تو مرا عمر دراز است ولی نیستدر دست سر مویی از آن عمر درازم پروانه راحت بده ای شمع که امشباز آتش دل…


