فال و طالع بینی
-
معنی آبشار در فال قهوه و تفسیر کامل آن
نماد آبشار در فال قهوه با توجه به اینکه در کدام قسمت از فنجان نمایان شود، معانی مختلفی دارد. به طور کلی میتوان گفت آبشار نمادی مثبت است. در ادامه این نوشته از سایت تاپترین به بررسی تفسیر کامل نشان…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 75 حافظ – خواب آن نرگس فتان تو بی چیزی نیست
خواب آن نرگس فتان تو بی چیزی نیستتاب آن زلف پریشان تو بی چیزی نیست از لبت شیر روان بود که من میگفتماین شکر گرد نمکدان تو بی چیزی نیست جان درازی تو بادا که یقین میدانمدر کمان ناوک مژگان…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 107 حافظ – حسن تو همیشه در فزون باد
حسن تو همیشه در فزون بادرویت همه ساله لاله گون باد اندر سر ما خیال عشقتهر روز که باد در فزون باد هر سرو که در چمن درآیددر خدمت قامتت نگون باد چشمی که نه فتنه تو باشدچون گوهر اشک…
-
معنی قورباغه یا وزغ در فال قهوه و تفسیر کامل آن
نقش قورباغه یا وزغ در فال قهوه با توجه به اینکه در کدام قسمت از فنجان نمایان شود، معانی مختلفی دارد. قورباغه یا وزغ نمادی از عفت، طول عمر، خلاقیت و پرباری هستند. در ادامه این نوشته از سایت تاپترین…
-
معنی کارت تاروت The Fool معکوس و تفسیر کارت Fool
کارت تاروت The Fool معکوس که با نام کارت احمق یا حماقت برعکس نیز شناخته میشود، وقتی که معکوس باشد نمادی از حواس پرتی و سهل انگاری در شروع انجام کارها است. این کارت به شروع کلی به معنی شروع…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 166 حافظ –روز هجران و شب فرقت یار آخر شد
روز هجران و شب فرقت یار آخر شدزدم این فال و گذشت اختر و کار آخر شد آن همه ناز و تنعم که خزان میفرمودعاقبت در قدم باد بهار آخر شد شکر ایزد که به اقبال کله گوشه گلنخوت باد…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 473 حافظ – وقت را غنیمت دان آن قدر که بتوانی
وقت را غنیمت دان آن قدر که بتوانیحاصل از حیات ای جان این دم است تا دانی کام بخشی گردون عمر در عوض داردجهد کن که از دولت داد عیش بستانی باغبان چو من زین جا بگذرم حرامت بادگر به…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 19 حافظ – ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست
ای نسیم سحر آرامگه یار کجاستمنزل آن مه عاشق کش عیار کجاست شب تار است و ره وادی ایمن در پیشآتش طور کجا موعد دیدار کجاست هر که آمد به جهان نقش خرابی دارددر خرابات بگویید که هشیار کجاست آن…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 59 حافظ – دارم امید عاطفتی از جناب دوست
دارم امید عاطفتی از جناب دوستکردم جنایتی و امیدم به عفو اوست دانم که بگذرد ز سر جرم من که اوگر چه پریوش است ولیکن فرشته خوست چندان گریستیم که هر کس که برگذشتدر اشک ما چو دید روان گفت…


