فال و طالع بینی
-
تفسیر و معنی غزل شماره 141 حافظ – دیدی ای دل که غم عشق دگربار چه کرد
دیدی ای دل که غم عشق دگربار چه کردچون بشد دلبر و با یار وفادار چه کرد آه از آن نرگس جادو که چه بازی انگیختآه از آن مست که با مردم هشیار چه کرد اشک من رنگ شفق یافت…
-
معنی کارت تاروت Judgment عمودی و تفسیر کارت قضاوت(رستاخیز)
کارت تاروت Judgment عمودی که با نام کارت قضاوت( رستاخیز) نیز شناخته میشود از دیگر کارتهای استفاده شده برای گرفتن فال تاروت کبیر است. این کارت هم مثل دیگر کارتهای تاروت دارای معنی و مفهوم خاص است که بسته به…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 236 حافظ –اگر آن طایر قدسی ز درم بازآید
اگر آن طایر قدسی ز درم بازآیدعمر بگذشته به پیرانه سرم بازآید دارم امید بر این اشک چو باران که دگربرق دولت که برفت از نظرم بازآید آن که تاج سر من خاک کف پایش بوداز خدا میطلبم تا به…
-
معنی مرغ در فال قهوه و تفسیر کامل آن
نقش مرغ در فال قهوه با توجه به اینکه در کدام قسمت از فنجان نمایان شود، معانی مختلفی دارد. نماد مرغ در فال قهوه بطور کلی نمادی مثبت است و شانس و ثروت و شادی تعبیر می شود. در ادامه…
-
معنی اسب آبی در فال قهوه و تفسیر کامل آن
تعبیر اسب آبی در فنجان قهوه با توجه به موقعیت آن(بالا، وسط یا پایین فنجان) متفاوت است. اسب آبی در فال قهوه نمادی از قدرت، تخیل و عمق احساسات است. در ادامه این نوشته از سایت تاپترین به بررسی تفسیر کامل نشان…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 152 حافظ –در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد
در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زدعشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد جلوهای کرد رخت دید ملک عشق نداشتعین آتش شد از این غیرت و بر آدم زد عقل میخواست کز آن شعله چراغ افروزدبرق غیرت…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 396 حافظ –صبح است ساقیا قدحی پرشراب کن
صبح است ساقیا قدحی پرشراب کندور فلک درنگ ندارد شتاب کن زان پیشتر که عالم فانی شود خرابما را ز جام باده گلگون خراب کن خورشید می ز مشرق ساغر طلوع کردگر برگ عیش میطلبی ترک خواب کن روزی که…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 40 حافظ – المنه لله که در میکده باز است
المنه لله که در میکده باز استزان رو که مرا بر در او روی نیاز است خمها همه در جوش و خروشند ز مستیوان می که در آن جاست حقیقت نه مجاز است از وی همه مستی و غرور است…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 158 حافظ –من و انکار شراب این چه حکایت باشد
من و انکار شراب این چه حکایت باشدغالبا این قدرم عقل و کفایت باشد تا به غایت ره میخانه نمیدانستمور نه مستوری ما تا به چه غایت باشد زاهد و عجب و نماز و من و مستی و نیازتا تو…


