فال و طالع بینی
-
تفسیر و معنی غزل شماره 294 حافظ –در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع
در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمعشب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع روز و شب خوابم نمیآید به چشم غم پرستبس که در بیماری هجر تو گریانم چو شمع رشته صبرم به مقراض غمت ببریده شدهمچنان در…
-
معنی زن و مرد روبهروی هم در فال قهوه و تفسیر کامل آن
دیدن زن و مرد روبروی هم در فال قهوه اشاره به تعامل با دیگران برای رسیدن به موفقیت دارد. این شکل از قهوه به شما میگوید که باید از افراد منفی نگر و حسود دوری کنید. در ادامه این نوشته…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 148 حافظ –یارم چو قدح به دست گیرد
یارم چو قدح به دست گیردبازار بتان شکست گیرد هر کس که بدید چشم او گفتکو محتسبی که مست گیرد در بحر فتادهام چو ماهیتا یار مرا به شست گیرد در پاش فتادهام به زاریآیا بود آن که دست گیرد…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 217 حافظ – مسلمانان مرا وقتی دلی بود
مسلمانان مرا وقتی دلی بودکه با وی گفتمی گر مشکلی بود به گردابی چو میافتادم از غمبه تدبیرش امید ساحلی بود دلی همدرد و یاری مصلحت بینکه استظهار هر اهل دلی بود ز من ضایع شد اندر کوی جانانچه دامنگیر…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 437 حافظ – ای قصه بهشت ز کویت حکایتی
ای قصه بهشت ز کویت حکایتیشرح جمال حور ز رویت روایتی انفاس عیسی از لب لعلت لطیفهایآب خضر ز نوش لبانت کنایتی هر پاره از دل من و از غصه قصهایهر سطری از خصال تو و از رحمت آیتی کی…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 462 حافظ –یا مبسما یحاکی درجا من اللالی
یا مبسما یحاکی درجا من اللالییا رب چه درخور آمد گردش خط هلالی حالی خیال وصلت خوش میدهد فریبمتا خود چه نقش بازد این صورت خیالی می ده که گر چه گشتم نامه سیاه عالمنومید کی توان بود از لطف…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 449 حافظ – ای که مهجوری عشاق روا میداری
ای که مهجوری عشاق روا میداریعاشقان را ز بر خویش جدا میداری تشنه بادیه را هم به زلالی دریاببه امیدی که در این ره به خدا میداری دل ببردی و بحل کردمت ای جان لیکنبه از این دار نگاهش که…
-
معنی سگ در فال قهوه و تفسیر کامل آن
نماد سگ در فال قهوه با توجه به اینکه در کدام قسمت از فنجان نمایان شود، معانی مختلفی دارد. اما به طور کلی سگ نمادی از وفاداری و دوستان واقعی است. در ادامه این نوشته از سایت تاپترین به بررسی…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 341 حافظ – گر من از سرزنش مدعیان اندیشم
گر من از سرزنش مدعیان اندیشمشیوه مستی و رندی نرود از پیشم زهد رندان نوآموخته راهی بدهیستمن که بدنام جهانم چه صلاح اندیشم شاه شوریده سران خوان من بیسامان رازان که در کم خردی از همه عالم بیشم بر جبین…

