فال و طالع بینی
-
معنی کارت تاروت The High Priestess معکوس و تفسیر کارت راهبه اعظم
کارت تاروت راهبه اعظم که با نام کارت پاپ یا کارت پاپ بانو نیز شناخته میشود، نشان از ارزشهای سنتی، بهویژه در بعد معنوی و مذهبی دارد. این کارت زمانی که معکوس باشد، هم میتواند جنبههای مثبتی در موضوعات مختلف…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 24 حافظ – مطلب طاعت و پیمان و صلاح از من مست
مطلب طاعت و پیمان و صلاح از من مستکه به پیمانه کشی شهره شدم روز الست من همان دم که وضو ساختم از چشمه عشقچارتکبیر زدم یک سره بر هر چه که هست می بده تا دهمت آگهی از سر…
-
معنی هفت تیر در فال قهوه و تفسیر کامل آن
نماد هفت تیر در فال قهوه با توجه به اینکه در کدام قسمت از فنجان نمایان شود، معانی مختلفی دارد. هفت تیر نمادی از عصبانیت، پرخاشگری و خشم است. در ادامه این نوشته از سایت تاپترین به بررسی تفسیر کامل نشان هفت…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 244 حافظ –معاشران گره از زلف یار باز کنید
معاشران گره از زلف یار باز کنیدشبی خوش است بدین قصهاش دراز کنید حضور خلوت انس است و دوستان جمعندو ان یکاد بخوانید و در فراز کنید رباب و چنگ به بانگ بلند میگویندکه گوش هوش به پیغام اهل راز…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 128 حافظ –نیست در شهر نگاری که دل ما ببرد
نیست در شهر نگاری که دل ما ببردبختم ار یار شود رختم از این جا ببرد کو حریفی کش سرمست که پیش کرمشعاشق سوخته دل نام تمنا ببرد باغبانا ز خزان بیخبرت میبینمآه از آن روز که بادت گل رعنا…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 146 حافظ –صبا وقت سحر بویی ز زلف یار میآورد
صبا وقت سحر بویی ز زلف یار میآورددل شوریده ما را به بو در کار میآورد من آن شکل صنوبر را ز باغ دیده برکندمکه هر گل کز غمش بشکفت محنت بار میآورد فروغ ماه میدیدم ز بام قصر او…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 181 حافظ – بعد از این دست من و دامن آن سرو بلند
بعد از این دست من و دامن آن سرو بلندکه به بالای چمان از بن و بیخم برکند حاجت مطرب و می نیست تو برقع بگشاکه به رقص آوردم آتش رویت چو سپند هیچ رویی نشود آینه حجله بختمگر آن…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 287 حافظ – ای همه شکل تو مطبوع و همه جای تو خوش
ای همه شکل تو مطبوع و همه جای تو خوشدلم از عشوه شیرین شکرخای تو خوش همچو گلبرگ طری هست وجود تو لطیفهمچو سرو چمن خلد سراپای تو خوش شیوه و ناز تو شیرین خط و خال تو ملیحچشم و…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 329 حافظ – جوزا سحر نهاد حمایل برابرم
جوزا سحر نهاد حمایل برابرمیعنی غلام شاهم و سوگند میخورم ساقی بیا که از مدد بخت کارسازکامی که خواستم ز خدا شد میسرم جامی بده که باز به شادی روی شاهپیرانه سر هوای جوانیست در سرم راهم مزن به وصف…


