- غزلیات حافظ
تفسیر و معنی غزل شماره 40 حافظ – المنه لله که در میکده باز است
المنه لله که در میکده باز استزان رو که مرا بر در او روی نیاز است خمها همه در جوش و خروشند ز مستیوان می که در آن جاست حقیقت نه مجاز است از وی همه مستی و غرور است…
- غزلیات حافظ
تفسیر و معنی غزل شماره 39 حافظ – باغ مرا چه حاجت سرو و صنوبر است
باغ مرا چه حاجت سرو و صنوبر استشمشاد خانه پرور ما از که کمتر است ای نازنین پسر تو چه مذهب گرفتهایکت خون ما حلالتر از شیر مادر است چون نقش غم ز دور ببینی شراب خواهتشخیص کردهایم و مداوا…
- غزلیات حافظ
تفسیر و معنی غزل شماره 38 حافظ – بی مهر رخت روز مرا نور نماندست
بی مهر رخت روز مرا نور نماندستوز عمر مرا جز شب دیجور نماندست هنگام وداع تو ز بس گریه که کردمدور از رخ تو چشم مرا نور نماندست میرفت خیال تو ز چشم من و میگفتهیهات از این گوشه که…
- غزلیات حافظ
تفسیر و معنی غزل شماره 37 حافظ – بیا که قصر امل سخت سست بنیادست
بیا که قصر امل سخت سست بنیادستبیار باده که بنیاد عمر بر بادست غلام همت آنم که زیر چرخ کبودز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزادست چه گویمت که به میخانه دوش مست و خرابسروش عالم غیبم چه مژدهها دادست…
- غزلیات حافظ
تفسیر و معنی غزل شماره 36 حافظ – تا سر زلف تو در دست نسیم افتادست
تا سر زلف تو در دست نسیم افتادستدل سودازده از غصه دو نیم افتادست چشم جادوی تو خود عین سواد سحر استلیکن این هست که این نسخه سقیم افتادست در خم زلف تو آن خال سیه دانی چیستنقطه دوده که…
- غزلیات حافظ
تفسیر و معنی غزل شماره 35 حافظ – برو به کار خود ای واعظ این چه فریادست
برو به کار خود ای واعظ این چه فریادستمرا فتاد دل از ره تو را چه افتادست میان او که خدا آفریده است از هیچدقیقهایست که هیچ آفریده نگشادست به کام تا نرساند مرا لبش چون ناینصیحت همه عالم به…
- غزلیات حافظ
تفسیر و معنی غزل شماره 34 حافظ – رواق منظر چشم من آشیانه توست
رواق منظر چشم من آشیانه توستکرم نما و فرود آ که خانه خانه توست به لطف خال و خط از عارفان ربودی دللطیفههای عجب زیر دام و دانه توست دلت به وصل گل ای بلبل صبا خوش بادکه در چمن…
- غزلیات حافظ
تفسیر و معنی غزل شماره 33 حافظ – خلوت گزیده را به تماشا چه حاجت است
خلوت گزیده را به تماشا چه حاجت استچون کوی دوست هست به صحرا چه حاجت است جانا به حاجتی که تو را هست با خداکآخر دمی بپرس که ما را چه حاجت است ای پادشاه حسن خدا را بسوختیمآخر سؤال…
- غزلیات حافظ
تفسیر و معنی غزل شماره 32 حافظ – خدا چو صورت ابروی دلگشای تو بست
خدا چو صورت ابروی دلگشای تو بستگشاد کار من اندر کرشمههای تو بست مرا و سرو چمن را به خاک راه نشاندزمانه تا قصب نرگس قبای تو بست ز کار ما و دل غنچه صد گره بگشودنسیم گل چو دل…
