۶۴٪ تخفیف ویژه فقط برای امروز

مشاهده محصولات شگفت‌انگیز
غزلیات حافظ

تفسیر و معنی غزل شماره 35 حافظ – برو به کار خود ای واعظ این چه فریادست

برو به کار خود ای واعظ این چه فریادست
مرا فتاد دل از ره تو را چه افتادست

میان او که خدا آفریده است از هیچ
دقیقه‌ایست که هیچ آفریده نگشادست

به کام تا نرساند مرا لبش چون نای
نصیحت همه عالم به گوش من بادست

گدای کوی تو از هشت خلد مستغنیست
اسیر عشق تو از هر دو عالم آزادست

اگر چه مستی عشقم خراب کرد ولی
اساس هستی من زان خراب آبادست

دلا منال ز بیداد و جور یار که یار
تو را نصیب همین کرد و این از آن دادست

برو فسانه مخوان و فسون مدم حافظ
کز این فسانه و افسون مرا بسی یادست


تفسیر و معنی غزل شماره 35 حافظ

قصد و نیت انجام کاری را داری که سروصدای زیادی به راه انداخته و مخالفان بسیاری دارد، اما تو عزمت را جزم کرده ای و گوشت به هیچ نصیحتی بدهکار نیست، اما بدان که اگر واقعا قصد عملی کردن نیت خود را داری باید توان و تحمل خود را افزایش دهی و از ویرانی نترسی که آبادی تو در این ویرانی هاست.

نتیجه تفال شما به دیوان حافظ

  • برای رسیدن به این آرزو و هدف الزام است که صبر و حوصله داشته باشید. بدانید که رمز موفقیت شما در ایستادگی، استقامت و تلاشتان نهفته است. پس هر چه می توانید در این راه، دور اندیشی و کیاست داشته باشید.
  • اگر چه مستی عشق و سرخوشی این نیت به قول حضرت حافظ در بیت پنجم شیفته و شیدایت کرده است اما بدان که بنیاد و هستی شما از ازل تا ابد از خرابی عشق است. به عبارت دیگر حضرت حافظ می فرماید: خرابی از عشق در حقیقت آبادانی و عمرانی است.
  • مطابق بیت چهارم، شما انسانی آزاده، مهربان، دست دل باز، گشاده رو و لخرج و با گذشت هستید اما متاسفانه نمی دانید پول و مهربانی را چه موقع و برای چه کسی خرج کنید. پس در این کار توجه بیشتری کنید.
  • اهل ریسک هستید و تا کاری را انجام ندهید، دست بر نمی دارید و پشتکار شما خیلی عالی است. اما زود هم خسته می شوید ولی در عین حال اعتقاد دارید که کار غیر ممکن وجود ندارد. بلکه هر کاری با دستان و اندیشه شما قابل حل می باشد.
  • مسافرت را توصیه می کنم اما خرید و فروش زود است. یکی از کسانی که ظاهراً به شما خیلی مهر می ورزد، دارای اندامی درشت و پوستی ستبر و موهای قهوه ای و ساق پایی لاغر است. بهتر است نسبت به وی محتاط تر باشید. برعکس یکی از بستگان، بسیار به شما علاقه مند است. به طوری که حاضر نیست به اصطلاح، آب در دل شما تکان بخورد. با او مشورت کنید و به نذری که کرده اید، وفا کنید.
  • می دانی برنده گام های متعادلی بر می دارد ولی بازنده دو نوع سرعت دارد. یا خیلی تند و یا خیلی کند. شما چطور؟ لطفاً مقایسه کنید !
  • برادر یا خواهرتان، دچار ناراحتی مرموزی می باشد که کمک شما می تواند برایش موثر باشد. از پس انداز یکه دارید. فعلاً استفاده نکنید که موقعیت بهتری برای شما حاصل می شود و مسافرتی مهم در پیش خواهد بود.

برای گرفتن دوباره فال حافظ کلیک کنید


توضیحات غزل شماره 35 حافظ

تفسیر بیت یکم: برو به کار خودت ای واعظ ، به من نصیحت کردن و سرم داد زدن برای چیست ؟ من دلباخته ام و این دل من است که از نظم و انتظام خارج شده یعنی حال عادی و طبیعی خود را از دست داده است . به تو چه رسیده است که این همه ملامتم می کنی و فریاد به سرم می زنی . از عاشقی و رسوایی من به تو چه زیانی می رسد و از این کار چه زحمتی به تو می رسد .

تفسیر بیت دوم: میان او که حق تعالی آن را از هیچ آفریده است . مسئله ای مشکل است که هیج مخلوقی از خلائق آن را فتح نکرده است . [ میان = کمر و وسط هر چیزی اما در اینجا منظور کمر است / دقیقه = یک شصتم ساعت است اما در اینجا عبارت از مسئلۀ مشکل می باشد / نگشادست = باز نکرده است ]

تفسیر بیت سوم: مادام که لب جانان مرا به کام چون نای نرساند . نصیحت تمام مردم دنیا در گوشم چون باد است . یعنی مادام که وصلت جانان برایم میسر نشود هر نوع پند و نصیحت در راه عشق موثر نمی شود . [ کام = در اینجا به معنی مراد آمده است ]

تفسیر بیت چهارم: گدای محلۀ تو از هشت خلد یا از هشت بهشت بی نیاز است و اسیر بندِ تو ، یعنی گرفتار زلفِ تو از دو عالم آزاد است . [ آزاد = حُر / گدا = فقیر و مفلس ]

تفسیر بیت پنجم: اگر چه مستی عشق و سرخوشی آن خرابم کرد . اما بنیاد وجودِ من از آن خرابی ، آباد است . یعنی خرابی از عشق در حقیقت معموری است . [ اساس = بنیاد و پایه / آباد = معمور ، تازه و باطراوت ]

تفسیر بیت ششم: ای دل از جور و ستم یار ناله مکن . زیرا که یار همین را نصیب تو کرده است و این خود از یار ، عدل محض است . با این که یار همین را نصیب تو کرده است و این را داده است . مراد این است ، هر چه یار به تو داده است چه عدل و چه ظلم ، آن عطیه محض و احسان است و شکایت از آن جایز نیست . [ بیداد = ظلم / در عبارت « و این داد است » جایز است دو معنا داشته باشد یکی به معنای عدل و دوم به معنای «داده» که «ها» رسمی آن حذف شده است ]

تفسیر بیت هفتم: برو ای حافظ ، افسانه های زائد مخوان و شعبده بازی در نیاور و افسون مَدَم یعنی به کارهای غیر ضروری مرتکب مشو . زیرا از این قبیل افسانه و افسون در خاطرم بسیار است . [ فسانه = مخفف افسانه است / فسون = مخفف افسون به معنای حیله و مکر و در اینجا به معنی زیر لب خواندن است ]

امتیاز نوشته

به این نوشته چه امتیازی میدی؟

میانگین امتیازها: 3 / 5. تعداد آرا: 2

این مطالب را هم بخوانید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا