- غزلیات حافظ
تفسیر و معنی غزل شماره 463 حافظ – سلام الله ما کر اللیالی
سلام الله ما کر اللیالیو جاوبت المثانی و المثالی علی وادی الاراک و من علیهاو دار باللوی فوق الرمال دعاگوی غریبان جهانمو ادعو بالتواتر و التوالی به هر منزل که رو آرد خدا رانگه دارش به لطف لایزالی منال ای…
- غزلیات حافظ
تفسیر و معنی غزل شماره 462 حافظ –یا مبسما یحاکی درجا من اللالی
یا مبسما یحاکی درجا من اللالییا رب چه درخور آمد گردش خط هلالی حالی خیال وصلت خوش میدهد فریبمتا خود چه نقش بازد این صورت خیالی می ده که گر چه گشتم نامه سیاه عالمنومید کی توان بود از لطف…
- غزلیات حافظ
تفسیر و معنی غزل شماره 461 حافظ – کتبت قصه شوقی و مدمعی باکی
کتبت قصه شوقی و مدمعی باکیبیا که بی تو به جان آمدم ز غمناکی بسا که گفتهام از شوق با دو دیده خودایا منازل سلمی فاین سلماک عجیب واقعهای و غریب حادثهایانا اصطبرت قتیلا و قاتلی شاکی که را رسد…
- غزلیات حافظ
تفسیر و معنی غزل شماره 460 حافظ –سلیمی منذ حلت بالعراق
سلیمی منذ حلت بالعراقالاقی من نواها ما الاقی الا ای ساروان منزل دوستالی رکبانکم طال اشتیاقی خرد در زنده رود انداز و می نوشبه گلبانگ جوانان عراقی ربیع العمر فی مرعی حماکمحماک الله یا عهد التلاقی بیا ساقی بده رطل…
- غزلیات حافظ
تفسیر و معنی غزل شماره 459 حافظ – زین خوش رقم که بر گل رخسار میکشی
زین خوش رقم که بر گل رخسار میکشیخط بر صحیفه گل و گلزار میکشی اشک حرم نشین نهانخانه مرازان سوی هفت پرده به بازار میکشی کاهل روی چو باد صبا را به بوی زلفهر دم به قید سلسله در کار…
- غزلیات حافظ
تفسیر و معنی غزل شماره 458 حافظ –ای دل آن دم که خراب از می گلگون باشی
ای دل آن دم که خراب از می گلگون باشیبی زر و گنج به صد حشمت قارون باشی در مقامی که صدارت به فقیران بخشندچشم دارم که به جاه از همه افزون باشی در ره منزل لیلی که خطرهاست در…
- غزلیات حافظ
تفسیر و معنی غزل شماره 457 حافظ – هزار جهد بکردم که یار من باشی
هزار جهد بکردم که یار من باشیمرادبخش دل بیقرار من باشی چراغ دیده شب زنده دار من گردیانیس خاطر امیدوار من باشی چو خسروان ملاحت به بندگان نازندتو در میانه خداوندگار من باشی از آن عقیق که خونین دلم ز…
- غزلیات حافظ
تفسیر و معنی غزل شماره 456 حافظ –نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشی
نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشیکه بسی گل بدمد باز و تو در گل باشی من نگویم که کنون با که نشین و چه بنوشکه تو خود دانی اگر زیرک و عاقل باشی چنگ در پرده همین میدهدت…
- غزلیات حافظ
تفسیر و معنی غزل شماره 455 حافظ – عمر بگذشت به بیحاصلی و بوالهوسی
عمر بگذشت به بیحاصلی و بوالهوسیای پسر جام میام ده که به پیری برسی چه شکرهاست در این شهر که قانع شدهاندشاهبازان طریقت به مقام مگسی دوش در خیل غلامان درش میرفتمگفت ای عاشق بیچاره تو باری چه کسی با…
