فال و طالع بینی
-
تفسیر و معنی غزل شماره 318 حافظ –مرا میبینی و هر دم زیادت میکنی دردم
مرا میبینی و هر دم زیادت میکنی دردمتو را میبینم و میلم زیادت میشود هر دم به سامانم نمیپرسی نمیدانم چه سر داریبه درمانم نمیکوشی نمیدانی مگر دردم نه راه است این که بگذاری مرا بر خاک و بگریزیگذاری آر…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 1 حافظ – الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها
الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولهاکه عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها به بوی نافهای کاخر صبا زان طره بگشایدز تاب جعد مشکینش چه خون افتاد در دل ها مرا در منزل جانان چه امن عیش…
-
معنی چاقو در فال قهوه و تفسیر کامل آن
نقش چاقو در فال قهوه با توجه به اینکه در کدام قسمت از فنجان نمایان شود، معانی مختلفی دارد. چاقو نمادی از تباهی، رهایی و اختلاف است. در ادامه این نوشته از سایت تاپترین به بررسی تفسیر کامل نشان چاقو…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 56 حافظ – دل سراپرده محبت اوست
دل سراپرده محبت اوستدیده آیینه دار طلعت اوست من که سر درنیاورم به دو کونگردنم زیر بار منت اوست تو و طوبی و ما و قامت یارفکر هر کس به قدر همت اوست گر من آلوده دامنم چه عجبهمه عالم…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 131 حافظ – بیا که ترک فلک خوان روزه غارت کرد
بیا که ترک فلک خوان روزه غارت کردهلال عید به دور قدح اشارت کرد ثواب روزه و حج قبول آن کس بردکه خاک میکده عشق را زیارت کرد مقام اصلی ما گوشه خرابات استخداش خیر دهاد آن که این عمارت…
-
معنی استخوان در فال قهوه و تفسیر کامل آن
نقش استخوان در فال قهوه با توجه به اینکه در کدام قسمت از فنجان نمایان شود، معانی مختلفی دارد. استخوان نمادی از هشیاری و احتیاط است. در ادامه این نوشته از سایت تاپترین به بررسی تفسیر کامل نشان استخوان در…
-
معنی شیر آب در فال قهوه و تفسیر کامل آن
نماد شیر یا شیر آب در فال قهوه با توجه به اینکه در کدام قسمت از فنجان نمایان شود، معانی مختلفی دارد. شیر آب نمادی از توانایی رسیدن به موفقیت در زندگی است. در ادامه این نوشته از سایت تاپترین به بررسی…
-
معنی و تعبیر فال حضرت ابراهیم
حضرت ابراهیم مشهور به ابراهیم خلیل، دومین پیامبر اولوالعزم است. ابراهیم در بین النهرین به پیامبری مبعوث شد و نمرود حاکم زمان خود و مردم آن ناحیه را به آیین توحید دعوت کرد. عده کمی دعوت او را پذیرفتند و…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 479 حافظ – صبح است و ژاله میچکد از ابر بهمنی
صبح است و ژاله میچکد از ابر بهمنیبرگ صبوح ساز و بده جام یک منی در بحر مایی و منی افتادهام بیارمی تا خلاص بخشدم از مایی و منی خون پیاله خور که حلال است خون اودر کار یار باش…


