فال و طالع بینی
-
تفسیر و معنی غزل شماره 36 حافظ – تا سر زلف تو در دست نسیم افتادست
تا سر زلف تو در دست نسیم افتادستدل سودازده از غصه دو نیم افتادست چشم جادوی تو خود عین سواد سحر استلیکن این هست که این نسخه سقیم افتادست در خم زلف تو آن خال سیه دانی چیستنقطه دوده که…
-
معنی کارت تاروت The Lovers عمودی و تفسیر کارت عشاق
کارت تاروت The Lovers که با نام کارت عشاق نیز شناخته میشود از دیگر کارتهای استفاده شده برای گرفتن فال تاروت کبیر است. این کارت هم مثل دیگر کارتهای تاروت دارای معنی و مفهوم خاص است که بسته به عمودی…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 85 حافظ – شربتی از لب لعلش نچشیدیم و برفت
شربتی از لب لعلش نچشیدیم و برفتروی مه پیکر او سیر ندیدیم و برفت گویی از صحبت ما نیک به تنگ آمده بودبار بربست و به گردش نرسیدیم و برفت بس که ما فاتحه و حرز یمانی خواندیموز پی اش…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 179 حافظ – رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند
رسید مژده که ایام غم نخواهد ماندچنان نماند چنین نیز هم نخواهد ماند من ار چه در نظر یار خاکسار شدمرقیب نیز چنین محترم نخواهد ماند چو پرده دار به شمشیر میزند همه راکسی مقیم حریم حرم نخواهد ماند چه…
-
معنی کارت تاروت The Empress معکوس و تفسیر کارت ملکه
کارت تاروت The Empress که با نام کارت ملکه نیز شناخته میشود، عمدتا نمادی از مادر بودن، زنانگی و بارور بودن دارد. اما وقتی صحبت از تعبیر کارت ملکه برعکس تاروت میشود، شرایط فرق کرده و بعد منفی را در…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 330 حافظ –تو همچو صبحی و من شمع خلوت سحرم
تو همچو صبحی و من شمع خلوت سحرمتبسمی کن و جان بین که چون همیسپرم چنین که در دل من داغ زلف سرکش توستبنفشه زار شود تربتم چو درگذرم بر آستان مرادت گشادهام در چشمکه یک نظر فکنی خود فکندی…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 213 حافظ – گوهر مخزن اسرار همان است که بود
گوهر مخزن اسرار همان است که بودحقه مهر بدان مهر و نشان است که بود عاشقان زمره ارباب امانت باشندلاجرم چشم گهربار همان است که بود از صبا پرس که ما را همه شب تا دم صبحبوی زلف تو همان…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 93 حافظ – چه لطف بود که ناگاه رشحه قلمت
چه لطف بود که ناگاه رشحه قلمتحقوق خدمت ما عرضه کرد بر کرمت به نوک خامه رقم کردهای سلام مراکه کارخانه دوران مباد بی رقمت نگویم از من بیدل به سهو کردی یادکه در حساب خرد نیست سهو بر قلمت…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 134 حافظ – بلبلی خون دلی خورد و گلی حاصل کرد
بلبلی خون دلی خورد و گلی حاصل کردباد غیرت به صدش خار پریشان دل کرد طوطی ای را به خیال شکری دل خوش بودناگهش سیل فنا نقش امل باطل کرد قره العین من آن میوه دل یادش بادکه چه آسان…


