فال و طالع بینی
-
تفسیر و معنی غزل شماره 36 حافظ – تا سر زلف تو در دست نسیم افتادست
تا سر زلف تو در دست نسیم افتادستدل سودازده از غصه دو نیم افتادست چشم جادوی تو خود عین سواد سحر استلیکن این هست که این نسخه سقیم افتادست در خم زلف تو آن خال سیه دانی چیستنقطه دوده که…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 151 حافظ – دمی با غم به سر بردن جهان یک سر نمیارزد
دمی با غم به سر بردن جهان یک سر نمیارزدبه می بفروش دلق ما کز این بهتر نمیارزد به کوی می فروشانش به جامی بر نمیگیرندزهی سجاده تقوا که یک ساغر نمیارزد رقیبم سرزنشها کرد کز این باب رخ برتابچه…
-
معنی حلزون در فال قهوه و تفسیر کامل آن
نقش حلزون در فال قهوه بسته به سیاه یا سفید بودن حلزون می تواند تعابیر متفاوتی داشته باشد. بطور کلی نماد حلزون به صبر، سیر تکاملی، پیشرفت آهسته و پیوسته در زندگی، دفاع در برابر آسیب و همچنین باروری اشاره…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 54 حافظ – ز گریه مردم چشمم نشسته در خون است
ز گریه مردم چشمم نشسته در خون استببین که در طلبت حال مردمان چون است به یاد لعل تو و چشم مست میگونتز جام غم می لعلی که میخورم خون است ز مشرق سر کو آفتاب طلعت تواگر طلوع کند…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 203 حافظ – سالها دفتر ما در گرو صهبا بود
سالها دفتر ما در گرو صهبا بودرونق میکده از درس و دعای ما بود نیکی پیر مغان بین که چو ما بدمستانهر چه کردیم به چشم کرمش زیبا بود دفتر دانش ما جمله بشویید به میکه فلک دیدم و در…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 124 حافظ –آن که از سنبل او غالیه تابی دارد
آن که از سنبل او غالیه تابی داردباز با دلشدگان ناز و عتابی دارد از سر کشته خود میگذری همچون بادچه توان کرد که عمر است و شتابی دارد ماه خورشید نمایش ز پس پرده زلفآفتابیست که در پیش سحابی…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 341 حافظ – گر من از سرزنش مدعیان اندیشم
گر من از سرزنش مدعیان اندیشمشیوه مستی و رندی نرود از پیشم زهد رندان نوآموخته راهی بدهیستمن که بدنام جهانم چه صلاح اندیشم شاه شوریده سران خوان من بیسامان رازان که در کم خردی از همه عالم بیشم بر جبین…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 282 حافظ – ببرد از من قرار و طاقت و هوش
ببرد از من قرار و طاقت و هوشبت سنگین دل سیمین بناگوش نگاری چابکی شنگی کلهدارظریفی مه وشی ترکی قباپوش ز تاب آتش سودای عشقشبه سان دیگ دایم میزنم جوش چو پیراهن شوم آسوده خاطرگرش همچون قبا گیرم در آغوش…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 97 حافظ – تویی که بر سر خوبان کشوری چون تاج
تویی که بر سر خوبان کشوری چون تاجسزد اگر همه دلبران دهندت باج دو چشم شوخ تو برهم زده خطا و حبشبه چین زلف تو ماچین و هند داده خراج بیاض روی تو روشن چو عارض رخ روزسواد زلف سیاه…

