فال و طالع بینی
-
تفسیر و معنی غزل شماره 69 حافظ – کس نیست که افتاده آن زلف دوتا نیست
کس نیست که افتاده آن زلف دوتا نیستدر رهگذری کیست که دامی ز بلا نیست چون چشم تو دل میبرد از گوشه نشینانهمراه تو بودن گنه از جانب ما نیست روی تو مگر آینه لطف الهیستحقا که چنین است و…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 181 حافظ – بعد از این دست من و دامن آن سرو بلند
بعد از این دست من و دامن آن سرو بلندکه به بالای چمان از بن و بیخم برکند حاجت مطرب و می نیست تو برقع بگشاکه به رقص آوردم آتش رویت چو سپند هیچ رویی نشود آینه حجله بختمگر آن…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 227 حافظ – گر چه بر واعظ شهر این سخن آسان نشود
گر چه بر واعظ شهر این سخن آسان نشودتا ریا ورزد و سالوس مسلمان نشود رندی آموز و کرم کن که نه چندان هنر استحیوانی که ننوشد می و انسان نشود گوهر پاک بباید که شود قابل فیضور نه هر…
-
معنی بال در فال قهوه و تفسیر کامل آن
نقش بال در فال قهوه با توجه به اینکه در کدام قسمت از فنجان نمایان شود، معانی مختلفی دارد. به طور کلی، دیدن بال در فال قهوه نشانه ای مثبت است. در ادامه این نوشته از سایت تاپترین به بررسی…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 42 حافظ – حال دل با تو گفتنم هوس است
حال دل با تو گفتنم هوس استخبر دل شنفتنم هوس است طمع خام بین که قصه فاشاز رقیبان نهفتنم هوس است شب قدری چنین عزیز شریفبا تو تا روز خفتنم هوس است وه که دردانهای چنین نازکدر شب تار سفتنم…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 334 حافظ –گر دست رسد در سر زلفین تو بازم
گر دست رسد در سر زلفین تو بازمچون گوی چه سرها که به چوگان تو بازم زلف تو مرا عمر دراز است ولی نیستدر دست سر مویی از آن عمر درازم پروانه راحت بده ای شمع که امشباز آتش دل…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 173 حافظ – در نمازم خم ابروی تو با یاد آمد
در نمازم خم ابروی تو با یاد آمدحالتی رفت که محراب به فریاد آمد از من اکنون طمع صبر و دل و هوش مدارکان تحمل که تو دیدی همه بر باد آمد باده صافی شد و مرغان چمن مست شدندموسم…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 17 حافظ – سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت
سینه از آتش دل در غم جانانه بسوختآتشی بود در این خانه که کاشانه بسوخت تنم از واسطه دوری دلبر بگداختجانم از آتش مهر رخ جانانه بسوخت سوز دل بین که ز بس آتش اشکم دل شمعدوش بر من ز…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 98 حافظ – اگر به مذهب تو خون عاشق است مباح
اگر به مذهب تو خون عاشق است مباحصلاح ما همه آن است کان تو راست صلاح سواد زلف سیاه تو جاعل الظلماتبیاض روی چو ماه تو فالق الاصباح ز چین زلف کمندت کسی نیافت خلاصاز آن کمانچه ابرو و تیر…

