فال و طالع بینی
-
تفسیر و معنی غزل شماره 440 حافظ –سحر با باد میگفتم حدیث آرزومندی
سحر با باد میگفتم حدیث آرزومندیخطاب آمد که واثق شو به الطاف خداوندی دعای صبح و آه شب کلید گنج مقصود استبدین راه و روش میرو که با دلدار پیوندی قلم را آن زبان نبود که سر عشق گوید بازورای…
-
معنی ماه در فال قهوه و تفسیر کامل آن
نقش ماه در فال قهوه با توجه به اینکه در کدام قسمت از فنجان نمایان شود، معانی مختلفی دارد. ماه نمادی از زمان است. ماه کامل نشاندهنده رابطه عاشقانه خواهد بود. در ادامه این نوشته از سایت تاپترین به بررسی…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 226 حافظ – ترسم که اشک در غم ما پردهدر شود
ترسم که اشک در غم ما پردهدر شودوین راز سر به مهر به عالم سمر شود گویند سنگ لعل شود در مقام صبرآری شود ولیک به خون جگر شود خواهم شدن به میکده گریان و دادخواهکز دست غم خلاص من…
-
معنی خورشید و طلوع خورشید در فال قهوه و تفسیر کامل آن
نماد خورشید و طلوع خورشید در فال قهوه با توجه به اینکه در کدام قسمت از فنجان نمایان شوند، معانی مختلفی دارند. خورشید نمادی از ثروت، آرامش خاطر و روشن فکری، و طلوع خورشید نمادی از زیبایی و رمز و…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 165 حافظ – مرا مهر سیه چشمان ز سر بیرون نخواهد شد
مرا مهر سیه چشمان ز سر بیرون نخواهد شدقضای آسمان است این و دیگرگون نخواهد شد رقیب آزارها فرمود و جای آشتی نگذاشتمگر آه سحرخیزان سوی گردون نخواهد شد مرا روز ازل کاری به جز رندی نفرمودندهر آن قسمت که…
-
معنی گل در فال قهوه و تفسیر کامل آن
نماد گل در فال قهوه با توجه به اینکه در کدام قسمت از فنجان نمایان شود، معانی مختلفی دارد. به طور کلی، گل نمادی بسیار مثبت و اصولا سمبل خوشبختی خانوادگی است. در ادامه این نوشته از سایت تاپترین به…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 59 حافظ – دارم امید عاطفتی از جناب دوست
دارم امید عاطفتی از جناب دوستکردم جنایتی و امیدم به عفو اوست دانم که بگذرد ز سر جرم من که اوگر چه پریوش است ولیکن فرشته خوست چندان گریستیم که هر کس که برگذشتدر اشک ما چو دید روان گفت…
-
معنی مشعل در فال قهوه و تفسیر کامل آن
نقش مشعل در فال قهوه با توجه به اینکه در کدام قسمت از فنجان نمایان شود، معانی مختلفی دارد. مشعل نمادی از اعتماد به نفس، لذت مطلوب و کسب و کار مساعد است. در ادامه این نوشته از سایت تاپترین…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 342 حافظ –حجاب چهره جان میشود غبار تنم
حجاب چهره جان میشود غبار تنمخوشا دمی که از آن چهره پرده برفکنم چنین قفس نه سزای چو من خوش الحانیستروم به گلشن رضوان که مرغ آن چمنم عیان نشد که چرا آمدم کجا رفتمدریغ و درد که غافل ز…

