فال و طالع بینی
-
معنی کارت تاروت The Tower عمودی و تفسیر کارت برج
کارت تاروت The Tower عمودی که با نام کارت برج نیز شناخته میشود از دیگر کارتهای استفاده شده برای گرفتن فال تاروت کبیر است. این کارت هم مثل دیگر کارتهای تاروت دارای معنی و مفهوم خاص است که بسته به…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 346 حافظ –من نه آن رندم که ترک شاهد و ساغر کنم
من نه آن رندم که ترک شاهد و ساغر کنممحتسب داند که من این کارها کمتر کنم من که عیب توبه کاران کرده باشم بارهاتوبه از می وقت گل دیوانه باشم گر کنم عشق دردانهست و من غواص و دریا…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 135 حافظ – چو باد عزم سر کوی یار خواهم کرد
چو باد عزم سر کوی یار خواهم کردنفس به بوی خوشش مشکبار خواهم کرد به هرزه بی می و معشوق عمر میگذردبطالتم بس از امروز کار خواهم کرد هر آبروی که اندوختم ز دانش و دیننثار خاک ره آن نگار…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 329 حافظ – جوزا سحر نهاد حمایل برابرم
جوزا سحر نهاد حمایل برابرمیعنی غلام شاهم و سوگند میخورم ساقی بیا که از مدد بخت کارسازکامی که خواستم ز خدا شد میسرم جامی بده که باز به شادی روی شاهپیرانه سر هوای جوانیست در سرم راهم مزن به وصف…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 111 حافظ – عکس روی تو چو در آینه جام افتاد
عکس روی تو چو در آینه جام افتادعارف از خنده می در طمع خام افتاد حسن روی تو به یک جلوه که در آینه کرداین همه نقش در آیینه اوهام افتاد این همه عکس می و نقش نگارین که نمودیک…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 284 حافظ –هاتفی از گوشه میخانه دوش
هاتفی از گوشه میخانه دوشگفت ببخشند گنه می بنوش لطف الهی بکند کار خویشمژده رحمت برساند سروش این خرد خام به میخانه برتا می لعل آوردش خون به جوش گر چه وصالش نه به کوشش دهندهر قدر ای دل که…
-
معنی کارت تاروت Strength معکوس و تفسیر کارت قدرت
کارت تاروت Strength که با نام کارت قدرت و استقامت نیز شناخته میشود، از دیگر کارتهای فال تاروت است که میتوانید در انتخاب مسیر و نیتی که در سر دارید شما را راهنمایی کند. این کارت به طور کلی نمادی…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 491 حافظ – به چشم کردهام ابروی ماه سیمایی
به چشم کردهام ابروی ماه سیماییخیال سبزخطی نقش بستهام جایی امید هست که منشور عشقبازی مناز آن کمانچه ابرو رسد به طغرایی سرم ز دست بشد چشم از انتظار بسوختدر آرزوی سر و چشم مجلس آرایی مکدر است دل آتش…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 453 حافظ – ای که دایم به خویش مغروری
ای که دایم به خویش مغروریگر تو را عشق نیست معذوری گرد دیوانگان عشق مگردکه به عقل عقیله مشهوری مستی عشق نیست در سر تورو که تو مست آب انگوری روی زرد است و آه دردآلودعاشقان را دوای رنجوری بگذر…


