فال و طالع بینی
-
تفسیر و معنی غزل شماره 31 حافظ – آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب است
آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب استیا رب این تأثیر دولت در کدامین کوکب است تا به گیسوی تو دست ناسزایان کم رسدهر دلی از حلقهای در ذکر یارب یارب است کشته چاه زنخدان توام کز هر طرفصد…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 336 حافظ –مژده وصل تو کو کز سر جان برخیزم
مژده وصل تو کو کز سر جان برخیزمطایر قدسم و از دام جهان برخیزم به ولای تو که گر بنده خویشم خوانیاز سر خواجگی کون و مکان برخیزم یا رب از ابر هدایت برسان بارانیپیشتر زان که چو گردی ز…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 362 حافظ –دیدار شد میسر و بوس و کنار هم
دیدار شد میسر و بوس و کنار هماز بخت شکر دارم و از روزگار هم زاهد برو که طالع اگر طالع من استجامم به دست باشد و زلف نگار هم ما عیب کس به مستی و رندی نمیکنیملعل بتان خوش…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 48 حافظ – صوفی از پرتو می راز نهانی دانست
صوفی از پرتو می راز نهانی دانستگوهر هر کس از این لعل توانی دانست قدر مجموعه گل مرغ سحر داند و بسکه نه هر کو ورقی خواند معانی دانست عرضه کردم دو جهان بر دل کارافتادهبجز از عشق تو باقی…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 72 حافظ – راهیست راه عشق که هیچش کناره نیست
راهیست راه عشق که هیچش کناره نیستآنجا جز آن که جان بسپارند چاره نیست هر گه که دل به عشق دهی خوش دمی بوددر کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست ما را ز منع عقل مترسان و می بیارکان شحنه…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 305 حافظ – به وقت گل شدم از توبه شراب خجل
به وقت گل شدم از توبه شراب خجلکه کس مباد ز کردار ناصواب خجل صلاح ما همه دام ره است و من زین بحثنیم ز شاهد و ساقی به هیچ باب خجل بود که یار نرنجد ز ما به خلق…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 288 حافظ –کنار آب و پای بید و طبع شعر و یاری خوش
کنار آب و پای بید و طبع شعر و یاری خوشمعاشر دلبری شیرین و ساقی گلعذاری خوش الا ای دولتی طالع که قدر وقت میدانیگوارا بادت این عشرت که داری روزگاری خوش هر آن کس را که در خاطر ز…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 259 حافظ – منم که دیده به دیدار دوست کردم باز
منم که دیده به دیدار دوست کردم بازچه شکر گویمت ای کارساز بنده نواز نیازمند بلا گو رخ از غبار مشویکه کیمیای مراد است خاک کوی نیاز ز مشکلات طریقت عنان متاب ای دلکه مرد راه نیندیشد از نشیب و…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 491 حافظ – به چشم کردهام ابروی ماه سیمایی
به چشم کردهام ابروی ماه سیماییخیال سبزخطی نقش بستهام جایی امید هست که منشور عشقبازی مناز آن کمانچه ابرو رسد به طغرایی سرم ز دست بشد چشم از انتظار بسوختدر آرزوی سر و چشم مجلس آرایی مکدر است دل آتش…
