فال و طالع بینی
-
تفسیر و معنی غزل شماره 351 حافظ – حاشا که من به موسم گل ترک می کنم
حاشا که من به موسم گل ترک می کنممن لاف عقل میزنم این کار کی کنم مطرب کجاست تا همه محصول زهد و علمدر کار چنگ و بربط و آواز نی کنم از قیل و قال مدرسه حالی دلم گرفتیک…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 117 حافظ – دل ما به دور رویت ز چمن فراغ دارد
دل ما به دور رویت ز چمن فراغ داردکه چو سرو پایبند است و چو لاله داغ دارد سر ما فرونیاید به کمان ابروی کسکه درون گوشه گیران ز جهان فراغ دارد ز بنفشه تاب دارم که ز زلف او…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 230 حافظ –اگر به باده مشکین دلم کشد شاید
اگر به باده مشکین دلم کشد شایدکه بوی خیر ز زهد ریا نمیآید جهانیان همه گر منع من کنند از عشقمن آن کنم که خداوندگار فرماید طمع ز فیض کرامت مبر که خلق کریمگنه ببخشد و بر عاشقان ببخشاید مقیم…
-
معنی میگو در فال قهوه و تفسیر کامل آن
نقش میگو در فال قهوه با توجه به اینکه در کدام قسمت از فنجان نمایان شود، معانی مختلفی دارد. میگو سمبلی از احساس عدم کفایت و خرد در زندگی است. در ادامه این نوشته از سایت تاپترین به بررسی تفسیر…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 169 حافظ – یاری اندر کس نمیبینیم یاران را چه شد
یاری اندر کس نمیبینیم یاران را چه شددوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد آب حیوان تیره گون شد خضر فرخ پی کجاستخون چکید از شاخ گل باد بهاران را چه شد کس نمیگوید که یاری داشت حق دوستیحق…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 99 حافظ – دل من در هوای روی فرخ
دل من در هوای روی فرخبود آشفته همچون موی فرخ بجز هندوی زلفش هیچ کس نیستکه برخوردار شد از روی فرخ سیاهی نیکبخت است آن که دایمبود همراز و هم زانوی فرخ شود چون بید لرزان سرو آزاداگر بیند قد…
-
معنی اسب آبی در فال قهوه و تفسیر کامل آن
تعبیر اسب آبی در فنجان قهوه با توجه به موقعیت آن(بالا، وسط یا پایین فنجان) متفاوت است. اسب آبی در فال قهوه نمادی از قدرت، تخیل و عمق احساسات است. در ادامه این نوشته از سایت تاپترین به بررسی تفسیر کامل نشان…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 250 حافظ –روی بنمای و وجود خودم از یاد ببر
روی بنمای و وجود خودم از یاد ببرخرمن سوختگان را همه گو باد ببر ما چو دادیم دل و دیده به طوفان بلاگو بیا سیل غم و خانه ز بنیاد ببر زلف چون عنبر خامش که ببوید هیهاتای دل خام…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 327 حافظ – مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم
مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارمهواداران کویش را چو جان خویشتن دارم صفای خلوت خاطر از آن شمع چگل جویمفروغ چشم و نور دل از آن ماه ختن دارم به کام و آرزوی دل چو دارم…

