فال و طالع بینی
-
معنی ماه در فال قهوه و تفسیر کامل آن
نقش ماه در فال قهوه با توجه به اینکه در کدام قسمت از فنجان نمایان شود، معانی مختلفی دارد. ماه نمادی از زمان است. ماه کامل نشاندهنده رابطه عاشقانه خواهد بود. در ادامه این نوشته از سایت تاپترین به بررسی…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 429 حافظ – ساقی بیا که شد قدح لاله پر ز می
ساقی بیا که شد قدح لاله پر ز میطامات تا به چند و خرافات تا به کی بگذر ز کبر و ناز که دیدهست روزگارچین قبای قیصر و طرف کلاه کی هشیار شو که مرغ چمن مست گشت هانبیدار شو…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 282 حافظ – ببرد از من قرار و طاقت و هوش
ببرد از من قرار و طاقت و هوشبت سنگین دل سیمین بناگوش نگاری چابکی شنگی کلهدارظریفی مه وشی ترکی قباپوش ز تاب آتش سودای عشقشبه سان دیگ دایم میزنم جوش چو پیراهن شوم آسوده خاطرگرش همچون قبا گیرم در آغوش…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 83 حافظ – گر ز دست زلف مشکینت خطایی رفت رفت
گر ز دست زلف مشکینت خطایی رفت رفتور ز هندوی شما بر ما جفایی رفت رفت برق عشق ار خرمن پشمینه پوشی سوخت سوختجور شاه کامران گر بر گدایی رفت رفت در طریقت رنجش خاطر نباشد می بیارهر کدورت را…
-
معنی ببر در فال قهوه و تفسیر کامل آن
ببر در فال قهوه نمادی از شهامت، عزم و اراده است. تعبیر فال قهوه ببر به شما میگوید که انرژیتان را صرف کارهای بی نتیجه نکرده و از افراد نادان دوری کنید. در ادامه این نوشته از سایت تاپترین به…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 156 حافظ –به حسن و خلق و وفا کس به یار ما نرسد
به حسن و خلق و وفا کس به یار ما نرسدتو را در این سخن انکار کار ما نرسد اگر چه حسن فروشان به جلوه آمدهاندکسی به حسن و ملاحت به یار ما نرسد به حق صحبت دیرین که هیچ…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 463 حافظ – سلام الله ما کر اللیالی
سلام الله ما کر اللیالیو جاوبت المثانی و المثالی علی وادی الاراک و من علیهاو دار باللوی فوق الرمال دعاگوی غریبان جهانمو ادعو بالتواتر و التوالی به هر منزل که رو آرد خدا رانگه دارش به لطف لایزالی منال ای…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 409 حافظ – ای خونبهای نافه چین خاک راه تو
ای خونبهای نافه چین خاک راه توخورشید سایه پرور طرف کلاه تو نرگس کرشمه میبرد از حد برون خرامای من فدای شیوه چشم سیاه تو خونم بخور که هیچ ملک با چنان جمالاز دل نیایدش که نویسد گناه تو آرام…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 37 حافظ – بیا که قصر امل سخت سست بنیادست
بیا که قصر امل سخت سست بنیادستبیار باده که بنیاد عمر بر بادست غلام همت آنم که زیر چرخ کبودز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزادست چه گویمت که به میخانه دوش مست و خرابسروش عالم غیبم چه مژدهها دادست…

