- غزلیات حافظ
تفسیر و معنی غزل شماره 67 حافظ – یا رب این شمع دل افروز ز کاشانه کیست
یا رب این شمع دل افروز ز کاشانه کیستجان ما سوخت بپرسید که جانانه کیست حالیا خانه برانداز دل و دین من استتا در آغوش که میخسبد و همخانه کیست باده لعل لبش کز لب من دور مبادراح روح که…
- غزلیات حافظ
تفسیر و معنی غزل شماره 66 حافظ – بنال بلبل اگر با منت سر یاریست
بنال بلبل اگر با منت سر یاریستکه ما دو عاشق زاریم و کار ما زاریست در آن زمین که نسیمی وزد ز طره دوستچه جای دم زدن نافههای تاتاریست بیار باده که رنگین کنیم جامه زرقکه مست جام غروریم و…
- غزلیات حافظ
تفسیر و معنی غزل شماره 65 حافظ – خوشتر ز عیش و صحبت و باغ و بهار چیست
خوشتر ز عیش و صحبت و باغ و بهار چیستساقی کجاست گو سبب انتظار چیست هر وقت خوش که دست دهد مغتنم شمارکس را وقوف نیست که انجام کار چیست پیوند عمر بسته به موییست هوش دارغمخوار خویش باش غم…
- غزلیات حافظ
تفسیر و معنی غزل شماره 64 حافظ – اگر چه عرض هنر پیش یار بیادبیست
اگر چه عرض هنر پیش یار بیادبیستزبان خموش ولیکن دهان پر از عربیست پری نهفته رخ و دیو در کرشمه حسنبسوخت دیده ز حیرت که این چه بوالعجبیست در این چمن گل بی خار کس نچید آریچراغ مصطفوی با شرار…
- غزلیات حافظ
تفسیر و معنی غزل شماره 63 حافظ – روی تو کس ندید و هزارت رقیب هست
روی تو کس ندید و هزارت رقیب هستدر غنچهای هنوز و صدت عندلیب هست گر آمدم به کوی تو چندان غریب نیستچون من در آن دیار هزاران غریب هست در عشق خانقاه و خرابات فرق نیستهر جا که هست پرتو…
- غزلیات حافظ
تفسیر و معنی غزل شماره 62 حافظ – مرحبا ای پیک مشتاقان بده پیغام دوست
مرحبا ای پیک مشتاقان بده پیغام دوستتا کنم جان از سر رغبت فدای نام دوست واله و شیداست دایم همچو بلبل در قفسطوطی طبعم ز عشق شکر و بادام دوست زلف او دام است و خالش دانه آن دام و…
- غزلیات حافظ
تفسیر و معنی غزل شماره 61 حافظ – صبا اگر گذری افتدت به کشور دوست
صبا اگر گذری افتدت به کشور دوستبیار نفحهای از گیسوی معنبر دوست به جان او که به شکرانه جان برافشانماگر به سوی من آری پیامی از بر دوست و گر چنان که در آن حضرتت نباشد باربرای دیده بیاور غباری…
- غزلیات حافظ
تفسیر و معنی غزل شماره 60 حافظ – آن پیک نامور که رسید از دیار دوست
آن پیک نامور که رسید از دیار دوستآورد حرز جان ز خط مشکبار دوست خوش میدهد نشان جلال و جمال یارخوش میکند حکایت عز و وقار دوست دل دادمش به مژده و خجلت همیبرمزین نقد قلب خویش که کردم نثار…
- غزلیات حافظ
تفسیر و معنی غزل شماره 59 حافظ – دارم امید عاطفتی از جناب دوست
دارم امید عاطفتی از جناب دوستکردم جنایتی و امیدم به عفو اوست دانم که بگذرد ز سر جرم من که اوگر چه پریوش است ولیکن فرشته خوست چندان گریستیم که هر کس که برگذشتدر اشک ما چو دید روان گفت…
