- غزلیات حافظ
تفسیر و معنی غزل شماره 382 حافظ –فاتحهای چو آمدی بر سر خستهای بخوان
فاتحهای چو آمدی بر سر خستهای بخوانلب بگشا که میدهد لعل لبت به مرده جان آن که به پرسش آمد و فاتحه خواند و میرودگو نفسی که روح را میکنم از پی اش روان ای که طبیب خستهای روی زبان…
- غزلیات حافظ
تفسیر و معنی غزل شماره 381 حافظ – گر چه ما بندگان پادشهیم
گر چه ما بندگان پادشهیمپادشاهان ملک صبحگهیم گنج در آستین و کیسه تهیجام گیتی نما و خاک رهیم هوشیار حضور و مست غروربحر توحید و غرقه گنهیم شاهد بخت چون کرشمه کندماش آیینه رخ چو مهیم شاه بیدار بخت را…
- غزلیات حافظ
تفسیر و معنی غزل شماره 380 حافظ –بارها گفتهام و بار دگر میگویم
بارها گفتهام و بار دگر میگویمکه من دلشده این ره نه به خود میپویم در پس آینه طوطی صفتم داشتهاندآن چه استاد ازل گفت بگو میگویم من اگر خارم و گر گل چمن آرایی هستکه از آن دست که او…
- غزلیات حافظ
تفسیر و معنی غزل شماره 379 حافظ – سرم خوش است و به بانگ بلند میگویم
سرم خوش است و به بانگ بلند میگویمکه من نسیم حیات از پیاله میجویم عبوس زهد به وجه خمار ننشیندمرید خرقه دردی کشان خوش خویم شدم فسانه به سرگشتگی و ابروی دوستکشید در خم چوگان خویش چون گویم گرم نه…
- غزلیات حافظ
تفسیر و معنی غزل شماره 378 حافظ –ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم
ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیمجامه کس سیه و دلق خود ازرق نکنیم عیب درویش و توانگر به کم و بیش بد استکار بد مصلحت آن است که مطلق نکنیم رقم مغلطه بر دفتر دانش نزنیمسر حق بر…
- غزلیات حافظ
تفسیر و معنی غزل شماره 377 حافظ – ما شبی دست برآریم و دعایی بکنیم
ما شبی دست برآریم و دعایی بکنیمغم هجران تو را چاره ز جایی بکنیم دل بیمار شد از دست رفیقان مددیتا طبیبش به سر آریم و دوایی بکنیم آن که بی جرم برنجید و به تیغم زد و رفتبازش آرید…
- غزلیات حافظ
تفسیر و معنی غزل شماره 376 حافظ –دوستان وقت گل آن به که به عشرت کوشیم
دوستان وقت گل آن به که به عشرت کوشیمسخن اهل دل است این و به جان بنیوشیم نیست در کس کرم و وقت طرب میگذردچاره آن است که سجاده به می بفروشیم خوش هواییست فرح بخش خدایا بفرستنازنینی که به…
- غزلیات حافظ
تفسیر و معنی غزل شماره 375 حافظ – صوفی بیا که خرقه سالوس برکشیم
صوفی بیا که خرقه سالوس برکشیموین نقش زرق را خط بطلان به سر کشیم نذر و فتوح صومعه در وجه مینهیمدلق ریا به آب خرابات برکشیم فردا اگر نه روضه رضوان به ما دهندغلمان ز روضه حور ز جنت به…
- غزلیات حافظ
تفسیر و معنی غزل شماره 374 حافظ –بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم
بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیمفلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم اگر غم لشکر انگیزد که خون عاشقان ریزدمن و ساقی به هم تازیم و بنیادش براندازیم شراب ارغوانی را گلاب اندر قدح ریزیمنسیم عطرگردان…
