فال و طالع بینی
-
تفسیر و معنی غزل شماره 331 حافظ – به تیغم گر کشد دستش نگیرم
به تیغم گر کشد دستش نگیرموگر تیرم زند منت پذیرم کمان ابرویت را گو بزن تیرکه پیش دست و بازویت بمیرم غم گیتی گر از پایم درآردبجز ساغر که باشد دستگیرم برآی ای آفتاب صبح امیدکه در دست شب هجران…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 317 حافظ – فاش میگویم و از گفته خود دلشادم
فاش میگویم و از گفته خود دلشادمبنده عشقم و از هر دو جهان آزادم طایر گلشن قدسم چه دهم شرح فراقکه در این دامگه حادثه چون افتادم من ملک بودم و فردوس برین جایم بودآدم آورد در این دیر خراب…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 20 حافظ – روزه یک سو شد و عید آمد و دلها برخاست
روزه یک سو شد و عید آمد و دلها برخاستمی ز خمخانه به جوش آمد و می باید خواست نوبه زهدفروشان گران جان بگذشتوقت رندی و طرب کردن رندان پیداست چه ملامت بود آن را که چنین باده خورداین چه…
-
معنی و تعبیر فال حضرت ابراهیم
حضرت ابراهیم مشهور به ابراهیم خلیل، دومین پیامبر اولوالعزم است. ابراهیم در بین النهرین به پیامبری مبعوث شد و نمرود حاکم زمان خود و مردم آن ناحیه را به آیین توحید دعوت کرد. عده کمی دعوت او را پذیرفتند و…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 333 حافظ – نماز شام غریبان چو گریه آغازم
نماز شام غریبان چو گریه آغازمبه مویههای غریبانه قصه پردازم به یاد یار و دیار آن چنان بگریم زارکه از جهان ره و رسم سفر براندازم من از دیار حبیبم نه از بلاد غریبمهیمنا به رفیقان خود رسان بازم خدای…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 227 حافظ – گر چه بر واعظ شهر این سخن آسان نشود
گر چه بر واعظ شهر این سخن آسان نشودتا ریا ورزد و سالوس مسلمان نشود رندی آموز و کرم کن که نه چندان هنر استحیوانی که ننوشد می و انسان نشود گوهر پاک بباید که شود قابل فیضور نه هر…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 48 حافظ – صوفی از پرتو می راز نهانی دانست
صوفی از پرتو می راز نهانی دانستگوهر هر کس از این لعل توانی دانست قدر مجموعه گل مرغ سحر داند و بسکه نه هر کو ورقی خواند معانی دانست عرضه کردم دو جهان بر دل کارافتادهبجز از عشق تو باقی…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 275 حافظ – صوفی گلی بچین و مرقع به خار بخش
صوفی گلی بچین و مرقع به خار بخشوین زهد خشک را به می خوشگوار بخش طامات و شطح در ره آهنگ چنگ نهتسبیح و طیلسان به می و میگسار بخش زهد گران که شاهد و ساقی نمیخرنددر حلقه چمن به…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 22 حافظ – چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست
چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاستسخن شناس نهای جان من خطا این جاست سرم به دنیی و عقبی فرو نمیآیدتبارک الله از این فتنهها که در سر ماست در اندرون من خسته دل ندانم کیستکه من خموشم و…

