فال و طالع بینی
-
تفسیر و معنی غزل شماره 23 حافظ – خیال روی تو در هر طریق همره ماست
خیال روی تو در هر طریق همره ماستنسیم موی تو پیوند جان آگه ماست به رغم مدعیانی که منع عشق کنندجمال چهره تو حجت موجه ماست ببین که سیب زنخدان تو چه میگویدهزار یوسف مصری فتاده در چه ماست اگر…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 113 حافظ – بنفشه دوش به گل گفت و خوش نشانی داد
بنفشه دوش به گل گفت و خوش نشانی دادکه تاب من به جهان طره فلانی داد دلم خزانه اسرار بود و دست قضادرش ببست و کلیدش به دلستانی داد شکسته وار به درگاهت آمدم که طبیببه مومیایی لطف توام نشانی…
-
معنی چاقو در فال قهوه و تفسیر کامل آن
نقش چاقو در فال قهوه با توجه به اینکه در کدام قسمت از فنجان نمایان شود، معانی مختلفی دارد. چاقو نمادی از تباهی، رهایی و اختلاف است. در ادامه این نوشته از سایت تاپترین به بررسی تفسیر کامل نشان چاقو…
-
معنی چکش در فال قهوه و تفسیر کامل آن
نقش چکش در فال قهوه با توجه به اینکه در کدام قسمت از فنجان نمایان شود، معانی مختلفی دارد. چکش نمادی از قدرت، مردانگی و رشد شخصیتی است. در ادامه این نوشته از سایت تاپترین به بررسی تفسیر کامل نشان…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 373 حافظ – خیز تا خرقه صوفی به خرابات بریم
خیز تا خرقه صوفی به خرابات بریمشطح و طامات به بازار خرافات بریم سوی رندان قلندر به ره آورد سفردلق بسطامی و سجاده طامات بریم تا همه خلوتیان جام صبوحی گیرندچنگ صبحی به در پیر مناجات بریم با تو آن…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 138 حافظ –یاد باد آن که ز ما وقت سفر یاد نکرد
یاد باد آن که ز ما وقت سفر یاد نکردبه وداعی دل غمدیده ما شاد نکرد آن جوان بخت که میزد رقم خیر و قبولبنده پیر ندانم ز چه آزاد نکرد کاغذین جامه به خوناب بشویم که فلکرهنمونیم به پای…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 263 حافظ – بیا و کشتی ما در شط شراب انداز
بیا و کشتی ما در شط شراب اندازخروش و ولوله در جان شیخ و شاب انداز مرا به کشتی باده درافکن ای ساقیکه گفتهاند نکویی کن و در آب انداز ز کوی میکده برگشتهام ز راه خطامرا دگر ز کرم…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 434 حافظ –ای دل مباش یک دم خالی ز عشق و مستی
ای دل مباش یک دم خالی ز عشق و مستیوان گه برو که رستی از نیستی و هستی گر جان به تن ببینی مشغول کار او شوهر قبلهای که بینی بهتر ز خودپرستی با ضعف و ناتوانی همچون نسیم خوش…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 277 حافظ – فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش
فکر بلبل همه آن است که گل شد یارشگل در اندیشه که چون عشوه کند در کارش دلربایی همه آن نیست که عاشق بکشندخواجه آن است که باشد غم خدمتگارش جای آن است که خون موج زند در دل لعلزین…

