فال و طالع بینی
-
معنی شیر در فال قهوه و تفسیر کامل آن
نماد شیر در فال قهوه با توجه به اینکه در کدام قسمت از فنجان نمایان شود، معانی مختلفی دارد. به طور کلی شیر نشان دهنده دوستان با نفوذ، پیشرفت، شروع یک کار و زندگی جدید است. در ادامه این نوشته…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 223 حافظ – هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرود
هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرودهرگز از یاد من آن سرو خرامان نرود از دماغ من سرگشته خیال دهنتبه جفای فلک و غصه دوران نرود در ازل بست دلم با سر زلفت پیوندتا ابد سر نکشد وز…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 377 حافظ – ما شبی دست برآریم و دعایی بکنیم
ما شبی دست برآریم و دعایی بکنیمغم هجران تو را چاره ز جایی بکنیم دل بیمار شد از دست رفیقان مددیتا طبیبش به سر آریم و دوایی بکنیم آن که بی جرم برنجید و به تیغم زد و رفتبازش آرید…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 217 حافظ – مسلمانان مرا وقتی دلی بود
مسلمانان مرا وقتی دلی بودکه با وی گفتمی گر مشکلی بود به گردابی چو میافتادم از غمبه تدبیرش امید ساحلی بود دلی همدرد و یاری مصلحت بینکه استظهار هر اهل دلی بود ز من ضایع شد اندر کوی جانانچه دامنگیر…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 227 حافظ – گر چه بر واعظ شهر این سخن آسان نشود
گر چه بر واعظ شهر این سخن آسان نشودتا ریا ورزد و سالوس مسلمان نشود رندی آموز و کرم کن که نه چندان هنر استحیوانی که ننوشد می و انسان نشود گوهر پاک بباید که شود قابل فیضور نه هر…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 493 حافظ – ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی
ای پادشه خوبان داد از غم تنهاییدل بی تو به جان آمد وقت است که بازآیی دایم گل این بستان شاداب نمیمانددریاب ضعیفان را در وقت توانایی دیشب گله زلفش با باد همیکردمگفتا غلطی بگذر زین فکرت سودایی صد باد…
-
معنی ماشین در فال قهوه و تفسیر کامل آن
نقش ماشین در فال قهوه با توجه به اینکه در کدام قسمت از فنجان نمایان شود، معانی مختلفی دارد. ماشین می تواند نشانگر سفر یا حرکت رو به جلو در زندگی باشد. در ادامه این نوشته از سایت تاپترین به…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 32 حافظ – خدا چو صورت ابروی دلگشای تو بست
خدا چو صورت ابروی دلگشای تو بستگشاد کار من اندر کرشمههای تو بست مرا و سرو چمن را به خاک راه نشاندزمانه تا قصب نرگس قبای تو بست ز کار ما و دل غنچه صد گره بگشودنسیم گل چو دل…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 479 حافظ – صبح است و ژاله میچکد از ابر بهمنی
صبح است و ژاله میچکد از ابر بهمنیبرگ صبوح ساز و بده جام یک منی در بحر مایی و منی افتادهام بیارمی تا خلاص بخشدم از مایی و منی خون پیاله خور که حلال است خون اودر کار یار باش…

