۶۴٪ تخفیف ویژه فقط برای امروز

مشاهده محصولات شگفت‌انگیز
غزلیات حافظ

تفسیر و معنی غزل شماره 400 حافظ –بالابلند عشوه گر نقش باز من

بالابلند عشوه گر نقش باز من
کوتاه کرد قصه زهد دراز من

دیدی دلا که آخر پیری و زهد و علم
با من چه کرد دیده معشوقه باز من

می‌ترسم از خرابی ایمان که می‌برد
محراب ابروی تو حضور نماز من

گفتم به دلق زرق بپوشم نشان عشق
غماز بود اشک و عیان کرد راز من

مست است یار و یاد حریفان نمی‌کند
ذکرش به خیر ساقی مسکین نواز من

یا رب کی آن صبا بوزد کز نسیم آن
گردد شمامه کرمش کارساز من

نقشی بر آب می‌زنم از گریه حالیا
تا کی شود قرین حقیقت مجاز من

بر خود چو شمع خنده زنان گریه می‌کنم
تا با تو سنگ دل چه کند سوز و ساز من

زاهد چو از نماز تو کاری نمی‌رود
هم مستی شبانه و راز و نیاز من

حافظ ز گریه سوخت بگو حالش ای صبا
با شاه دوست پرور دشمن گداز من


تفسیر و معنی غزل شماره 400 حافظ

مدتها بود که دل خود را از هر دلبری دریغ می کردی، اما بالاخره کسی وارد زندگیت شد که بی آنکه خود بخواهی دل به او سپرده ای و اکنون از عاقبت کار خود بیمناکی و گاهی خود را سرزنش می کنی. بر خود مسلط باش و به خدا توکل کن تا کار تو فرجامی نیکو و عاقبتی دل نشین بیابد.

نتیجه تفال شما به دیوان حافظ

  • حضرت حافظ در بیت های هشتم تا دهم می فرماید: بر حال زار و نزار خود مانند شمع خنده ام می گیرد و اشکم روان می شود. نمی دانم که این سوز و ساز در دل سخت تو چه تاثیری خواهد کرد.ای زاهد از ذکر و نماز تو کاری بر نمی آید، پس مستی شبانه و ذکر عاشقانه من بر آن برتری دارد. حافظ از غصه سوخت. ای باد صبا وضع و حال حافظ را به شاهی که دوستان را در سایه حمایت خود دارد، برسان.
  • دل در گرو کار یا کسی یا چیزی دارید که مناسب موقعیت خانوادگی شما نمی باشد. خود نیز واهمه دارید که با انجام آن دیگران ناراحت شوند، حال که این کار و حال برای شما کاملاً مهیا نیست، پس بهتر است صرف نظر کنید.
  • موقعیت بهتری در انتظار شما می باشد، پس صلاح نمی باشد. دست به اقدامات نابخردانه و عجولانه نزنید، بلکه با درایت و دوراندیشی و مشورت با یکی از عزیزان اقدام کنید. بدانید که خداوند با شماست.
  • قلبی مهربان و دلی پر امید دارید و طالب فرزندانی شایسته و همسری مهربان هستید اما گاهی تردید و وسواس شما را رنج می دهد. تردید را از دل بیرون کنید.
  • دستی که سخاوت نمی داند، شاخه ای خشکیده است که به ناروا به تن هستی چسبیده است.
  • مسافرت مهمی در پیش دارید. یکی از عزیزان بیمار است. به زودی شفا می یابد و یا او از چنگال ناراحتی، ستم و ظلم رهایی پیدا می کند. با شخص مهمی ملاقات خواهی کرد و پیشنهاد مهمی دریافت می کنید که بسیار مفید است.

برای گرفتن دوباره فال حافظ کلیک کنید


توضیحات غزل شماره 400 حافظ

تفسیر بیت یکم: محبوب بلند بالا و فریبا و نیرنگ‌باز من دوره طولانی زهد مرا کوتاه و مرا از تعبد منصرف کرد.

تفسیر بیت دوم: ای دل، دیدی که در پایان مرحله عمر و دوره پرهیزکاری و دانش‌اندوزی، چشم آن زیباپرست عاشق‌پیشه چه بر سر من آورد؟

تفسیر بیت سوم: از این می‌ترسم که ایمان خود را از دست بدهم، زیرا حالت ابروان محرابی‌شکل تو حضور ذهن مرا در نماز از میان می‌بَرَد و مرا به تو مشغول می‌دارد.

تفسیر بیت چهارم: با خود گفتم نشانه‌های عشق را با خرقه کبود ریا و تزویر بپوشانم، اما اشک خبرچین و پرده‌در بود و راز مرا آشکار کرد.

تفسیر بیت پنجم: معشوق من مست غرور است و از دوستان هم‌پیاله خود یادی نمی‌کند. یاد ساقی بنده‌پرور من که مسکین‌نواز بود به خیر باد.

تفسیر بیت ششم: پروردگارا، چه موقع آن باد صبا وزیدن خواهد گرفت؟ تا از وزش آن بوی خوشی از لطف و مرحمت یار، سبب رفع گرفتاری و کارگشایی من گردد.

تفسیر بیت هفتم: اکنون با گریستن، تصورات باطل و موهومی را در ذهن خود پرورش می‌دهم تا ببینم چه موقع این خیال‌های غیرواقعی من، صورت حقیقت به خود می‌گیرند.

تفسیر بیت هشتم: مانند شمع، در حالی‌که خنده بر لب دارم به حال خود می‌گریم تا ببینم این سوختن و ساختن من چه اثری بر دل سنگ تو خواهد گذاشت.

تفسیر بیت نهم: ای زاهد متعبد، حال که از نماز‌های تو گره‌ای از کار‌ها گشوده نمی‌شود، شاید راز و نیاز‌های من در مستی‌های شبانه مؤثر افتد.

تفسیر بیت دهم: حافظ از بسیاری اشک ریختن و شدت اندوه سوخت.‌ ای باد صبا احوال او را با پادشاه دوست‌پرور و دشمن‌ستیز من در میان بگذار.

امتیاز نوشته

به این نوشته چه امتیازی میدی؟

میانگین امتیازها: 3 / 5. تعداد آرا: 2

این مطالب را هم بخوانید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا