فال و طالع بینی
-
معنی دست، انگشت و ناخن در فال قهوه و تفسیر کامل آن
نقش دست، انگشت و ناخن در فال قهوه با توجه به اینکه در کدام قسمت از فنجان نمایان شوند، معانی مختلفی دارند. به طور کلی میتوان گفت که دست نمادی از روابط، انگشت نمادی از فراست و ناخن نمادی از…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 317 حافظ – فاش میگویم و از گفته خود دلشادم
فاش میگویم و از گفته خود دلشادمبنده عشقم و از هر دو جهان آزادم طایر گلشن قدسم چه دهم شرح فراقکه در این دامگه حادثه چون افتادم من ملک بودم و فردوس برین جایم بودآدم آورد در این دیر خراب…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 331 حافظ – به تیغم گر کشد دستش نگیرم
به تیغم گر کشد دستش نگیرموگر تیرم زند منت پذیرم کمان ابرویت را گو بزن تیرکه پیش دست و بازویت بمیرم غم گیتی گر از پایم درآردبجز ساغر که باشد دستگیرم برآی ای آفتاب صبح امیدکه در دست شب هجران…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 145 حافظ – چه مستیست ندانم که رو به ما آورد
چه مستیست ندانم که رو به ما آوردکه بود ساقی و این باده از کجا آورد تو نیز باده به چنگ آر و راه صحرا گیرکه مرغ نغمه سرا ساز خوش نوا آورد دلا چو غنچه شکایت ز کار بسته…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 267 حافظ – ای صبا گر بگذری بر ساحل رود ارس
ای صبا گر بگذری بر ساحل رود ارسبوسه زن بر خاک آن وادی و مشکین کن نفس منزل سلمی که بادش هر دم از ما صد سلامپرصدای ساربانان بینی و بانگ جرس محمل جانان ببوس آن گه به زاری عرضه…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 3 حافظ – اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما رابه خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را بده ساقی می باقی که در جنت نخواهی یافتکنار آب رکن آباد و گلگشت مصلا را فغان کاین لولیان شوخ شیرین کار شهرآشوبچنان…
-
معنی کارت تاروت The Magician عمودی و تفسیر کارت جادوگر
کارت تاروت The Magician که با نام کارت جادوگر یا کارت کیمیاگر نیز شناخته میشود، از دیگر کارتهای استفاده شده برای گرفتن فال تاروت کبیر است. کارت جادوگر تاروت نماد قدرت آفرینش مردان از طریق میل و اراده است که…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 227 حافظ – گر چه بر واعظ شهر این سخن آسان نشود
گر چه بر واعظ شهر این سخن آسان نشودتا ریا ورزد و سالوس مسلمان نشود رندی آموز و کرم کن که نه چندان هنر استحیوانی که ننوشد می و انسان نشود گوهر پاک بباید که شود قابل فیضور نه هر…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 455 حافظ – عمر بگذشت به بیحاصلی و بوالهوسی
عمر بگذشت به بیحاصلی و بوالهوسیای پسر جام میام ده که به پیری برسی چه شکرهاست در این شهر که قانع شدهاندشاهبازان طریقت به مقام مگسی دوش در خیل غلامان درش میرفتمگفت ای عاشق بیچاره تو باری چه کسی با…


