فال و طالع بینی
-
تفسیر و معنی غزل شماره 315 حافظ – به غیر از آن که بشد دین و دانش از دستم
به غیر از آن که بشد دین و دانش از دستمبیا بگو که ز عشقت چه طرف بربستم اگر چه خرمن عمرم غم تو داد به بادبه خاک پای عزیزت که عهد نشکستم چو ذره گر چه حقیرم ببین به…
-
معنی هدهد در فال قهوه و تفسیر کامل آن
دیدن هدهد در فال قهوه نمادی از بزرگی، حکمت، خیر و اخبار نیکوست. اگر پشت به دسته فنجان دیده شود پیشنهادی غیره منتظره خواهد بود. در ادامه این نوشته از سایت تاپترین به بررسی تفسیر کامل نشان هدهد در فنجان قهوه میپردازیم…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 478 حافظ –نوش کن جام شراب یک منی
نوش کن جام شراب یک منیتا بدان بیخ غم از دل برکنی دل گشاده دار چون جام شرابسر گرفته چند چون خم دنی چون ز جام بیخودی رطلی کشیکم زنی از خویشتن لاف منی سنگسان شو در قدم نی همچو…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 223 حافظ – هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرود
هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرودهرگز از یاد من آن سرو خرامان نرود از دماغ من سرگشته خیال دهنتبه جفای فلک و غصه دوران نرود در ازل بست دلم با سر زلفت پیوندتا ابد سر نکشد وز…
-
معنی رنگین کمان در فال قهوه و تفسیر کامل آن
نقش رنگین کمان در فال قهوه با توجه به اینکه در کدام قسمت از فنجان نمایان شود، معانی مختلفی دارد. رنگین کمان نمادی از شانس، امید و ثروت است. در ادامه این نوشته از سایت تاپترین به بررسی تفسیر کامل…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 431 حافظ – لبش میبوسم و در میکشم می
لبش میبوسم و در میکشم میبه آب زندگانی بردهام پی نه رازش میتوانم گفت با کسنه کس را میتوانم دید با وی لبش میبوسد و خون میخورد جامرخش میبیند و گل میکند خوی بده جام می و از جم مکن…
-
معنی جغد در فال قهوه و تفسیر کامل آن
نقش جغد در فال قهوه با توجه به اینکه در کدام قسمت از فنجان نمایان شود، معانی مختلفی دارد. به طور کلی جغد نماد دوراندیشی، بصیرت و خرد است. در ادامه این نوشته از سایت تاپترین به بررسی تفسیر کامل…
-
معنی بادبزن در فال قهوه و تفسیر کامل آن
نقش بادبزن در فال قهوه با توجه به اینکه در کدام قسمت از فنجان نمایان شود، معانی مختلفی دارد. به طور کلی بادبزن نشان دهنده وفاداری و شور و اشتیاق است. در ادامه این نوشته از سایت تاپترین به بررسی…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 295 حافظ – سحر به بوی گلستان دمی شدم در باغ
سحر به بوی گلستان دمی شدم در باغکه تا چو بلبل بیدل کنم علاج دماغ به جلوه گل سوری نگاه میکردمکه بود در شب تیره به روشنی چو چراغ چنان به حسن و جوانی خویشتن مغرورکه داشت از دل بلبل…

