فال و طالع بینی
-
معنی شمع در فال قهوه و تفسیر کامل آن
نماد شمع در فال قهوه با توجه به اینکه در کدام قسمت از فنجان نمایان شود، معانی مختلفی دارد. به طور کلی شمع نمادی مثبت و نشانگر صلح و جشن است. در ادامه این نوشته از سایت تاپترین به بررسی…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 54 حافظ – ز گریه مردم چشمم نشسته در خون است
ز گریه مردم چشمم نشسته در خون استببین که در طلبت حال مردمان چون است به یاد لعل تو و چشم مست میگونتز جام غم می لعلی که میخورم خون است ز مشرق سر کو آفتاب طلعت تواگر طلوع کند…
-
معنی کارت تاروت The Hermit معکوس و تفسیر کارت درویش
کارت تاروت The Hermit که با نام کارت درویش یا گوشه نشین نیز شناخته میشود، از دیگر کارتهای تاروت کبیر است که به طور کلی نشانی از نماد صبر و مشورت، تدبیر و احتیاط و مراقبهگری در خود است. اما…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 280 حافظ –چو برشکست صبا زلف عنبرافشانش
چو برشکست صبا زلف عنبرافشانشبه هر شکسته که پیوست تازه شد جانش کجاست همنفسی تا به شرح عرضه دهمکه دل چه میکشد از روزگار هجرانش زمانه از ورق گل مثال روی تو بستولی ز شرم تو در غنچه کرد پنهانش…
-
معنی شمشیر در فال قهوه و تفسیر کامل آن
نقش شمشیر در فال قهوه با توجه به اینکه در کدام قسمت از فنجان نمایان شود، معانی مختلفی دارد. شمشیر نمادی از قدرت، اقتدار، توانایی، حمایت و شجاعت است. در ادامه این نوشته از سایت تاپترین به بررسی تفسیر کامل…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 435 حافظ – با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی
با مدعی مگویید اسرار عشق و مستیتا بیخبر بمیرد در درد خودپرستی عاشق شو ار نه روزی کار جهان سر آیدناخوانده نقش مقصود از کارگاه هستی دوش آن صنم چه خوش گفت در مجلس مغانمبا کافران چه کارت گر بت…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 357 حافظ – در خرابات مغان نور خدا میبینم
در خرابات مغان نور خدا میبینماین عجب بین که چه نوری ز کجا میبینم جلوه بر من مفروش ای ملک الحاج که توخانه میبینی و من خانه خدا میبینم خواهم از زلف بتان نافه گشایی کردنفکر دور است همانا که…
-
معنی ابر در فال قهوه و تفسیر کامل آن
نقش ابر در فال قهوه با توجه به اینکه در کدام قسمت از فنجان نمایان شود، معانی مختلفی دارد. ابر می تواند نشان دهنده مشکل و سردرگمی باشد. در ادامه این نوشته از سایت تاپترین به بررسی تفسیر کامل نشان…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 88 حافظ – شنیدهام سخنی خوش که پیر کنعان گفت
شنیدهام سخنی خوش که پیر کنعان گفتفراق یار نه آن میکند که بتوان گفت حدیث هول قیامت که گفت واعظ شهرکنایتیست که از روزگار هجران گفت نشان یار سفرکرده از که پرسم بازکه هر چه گفت برید صبا پریشان گفت…


