فال و طالع بینی
-
تفسیر و معنی غزل شماره 148 حافظ –یارم چو قدح به دست گیرد
یارم چو قدح به دست گیردبازار بتان شکست گیرد هر کس که بدید چشم او گفتکو محتسبی که مست گیرد در بحر فتادهام چو ماهیتا یار مرا به شست گیرد در پاش فتادهام به زاریآیا بود آن که دست گیرد…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 91 حافظ – ای غایب از نظر به خدا میسپارمت
ای غایب از نظر به خدا میسپارمتجانم بسوختی و به دل دوست دارمت تا دامن کفن نکشم زیر پای خاکباور مکن که دست ز دامن بدارمت محراب ابرویت بنما تا سحرگهیدست دعا برآرم و در گردن آرمت گر بایدم شدن…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 488 حافظ –سحرم هاتف میخانه به دولتخواهی
سحرم هاتف میخانه به دولتخواهیگفت بازآی که دیرینه این درگاهی همچو جم جرعه ما کش که ز سر دو جهانپرتو جام جهان بین دهدت آگاهی بر در میکده رندان قلندر باشندکه ستانند و دهند افسر شاهنشاهی خشت زیر سر و…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 43 حافظ – صحن بستان ذوق بخش و صحبت یاران خوش است
صحن بستان ذوق بخش و صحبت یاران خوش استوقت گل خوش باد کز وی وقت میخواران خوش است از صبا هر دم مشام جان ما خوش میشودآری آری طیب انفاس هواداران خوش است ناگشوده گل نقاب آهنگ رحلت ساز کردناله…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 425 حافظ – دامن کشان همیشد در شرب زرکشیده
دامن کشان همیشد در شرب زرکشیدهصد ماه رو ز رشکش جیب قصب دریده از تاب آتش می بر گرد عارضش خویچون قطرههای شبنم بر برگ گل چکیده لفظی فصیح شیرین قدی بلند چابکرویی لطیف زیبا چشمی خوش کشیده یاقوت جان…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 110 حافظ – پیرانه سرم عشق جوانی به سر افتاد
پیرانه سرم عشق جوانی به سر افتادوان راز که در دل بنهفتم به درافتاد از راه نظر مرغ دلم گشت هواگیرای دیده نگه کن که به دام که درافتاد دردا که از آن آهوی مشکین سیه چشمچون نافه بسی خون…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 76 حافظ – جز آستان توام در جهان پناهی نیست
جز آستان توام در جهان پناهی نیستسر مرا به جز این در حواله گاهی نیست عدو چو تیغ کشد من سپر بیندازمکه تیغ ما به جز از نالهای و آهی نیست چرا ز کوی خرابات روی برتابمکز این بهم به…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 215 حافظ – به کوی میکده یا رب سحر چه مشغله بود
به کوی میکده یا رب سحر چه مشغله بودکه جوش شاهد و ساقی و شمع و مشعله بود حدیث عشق که از حرف و صوت مستغنیستبه ناله دف و نی در خروش و ولوله بود مباحثی که در آن مجلس…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 274 حافظ –به دور لاله قدح گیر و بیریا میباش
به دور لاله قدح گیر و بیریا میباشبه بوی گل نفسی همدم صبا میباش نگویمت که همه ساله می پرستی کنسه ماه می خور و نه ماه پارسا میباش چو پیر سالک عشقت به می حواله کندبنوش و منتظر رحمت…
