فال و طالع بینی
-
معنی جاده در فال قهوه و تفسیر کامل آن
نقش جاده در فال قهوه با توجه به اینکه در کدام قسمت از فنجان نمایان شود، معانی مختلفی دارد. جاده نمادی از مسیر رسیدن به اهداف است. در ادامه این نوشته از سایت تاپترین به بررسی تفسیر کامل نشان جاده در فنجان…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 98 حافظ – اگر به مذهب تو خون عاشق است مباح
اگر به مذهب تو خون عاشق است مباحصلاح ما همه آن است کان تو راست صلاح سواد زلف سیاه تو جاعل الظلماتبیاض روی چو ماه تو فالق الاصباح ز چین زلف کمندت کسی نیافت خلاصاز آن کمانچه ابرو و تیر…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 86 حافظ – ساقی بیا که یار ز رخ پرده برگرفت
ساقی بیا که یار ز رخ پرده برگرفتکار چراغ خلوتیان باز درگرفت آن شمع سرگرفته دگر چهره برفروختوین پیر سالخورده جوانی ز سر گرفت آن عشوه داد عشق که مفتی ز ره برفتوان لطف کرد دوست که دشمن حذر گرفت…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 219 حافظ – کنون که در چمن آمد گل از عدم به وجود
کنون که در چمن آمد گل از عدم به وجودبنفشه در قدم او نهاد سر به سجود بنوش جام صبوحی به ناله دف و چنگببوس غبغب ساقی به نغمه نی و عود به دور گل منشین بی شراب و شاهد…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 139 حافظ – رو بر رهش نهادم و بر من گذر نکرد
رو بر رهش نهادم و بر من گذر نکردصد لطف چشم داشتم و یک نظر نکرد سیل سرشک ما ز دلش کین به درنبرددر سنگ خاره قطره باران اثر نکرد یا رب تو آن جوان دلاور نگاه دارکز تیر آه…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 395 حافظ – گلبرگ را ز سنبل مشکین نقاب کن
گلبرگ را ز سنبل مشکین نقاب کنیعنی که رخ بپوش و جهانی خراب کن بفشان عرق ز چهره و اطراف باغ راچون شیشههای دیده ما پرگلاب کن ایام گل چو عمر به رفتن شتاب کردساقی به دور باده گلگون شتاب…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 116 حافظ –کسی که حسن و خط دوست در نظر دارد
کسی که حسن و خط دوست در نظر داردمحقق است که او حاصل بصر دارد چو خامه در ره فرمان او سر طاعتنهادهایم مگر او به تیغ بردارد کسی به وصل تو چون شمع یافت پروانهکه زیر تیغ تو هر…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 243 حافظ – بوی خوش تو هر که ز باد صبا شنید
بوی خوش تو هر که ز باد صبا شنیداز یار آشنا سخن آشنا شنید ای شاه حسن چشم به حال گدا فکنکاین گوش بس حکایت شاه و گدا شنید خوش میکنم به باده مشکین مشام جانکز دلق پوش صومعه بوی…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 80 حافظ – عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت
عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشتکه گناه دگران بر تو نخواهند نوشت من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باشهر کسی آن درود عاقبت کار که کشت همه کس طالب یارند چه هشیار و چه مستهمه…

