فال و طالع بینی
-
تفسیر و معنی غزل شماره 413 حافظ – خط عذار یار که بگرفت ماه از او
خط عذار یار که بگرفت ماه از اوخوش حلقهایست لیک به در نیست راه از او ابروی دوست گوشه محراب دولت استآن جا بمال چهره و حاجت بخواه از او ای جرعه نوش مجلس جم سینه پاک دارکآیینهایست جام جهان…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 33 حافظ – خلوت گزیده را به تماشا چه حاجت است
خلوت گزیده را به تماشا چه حاجت استچون کوی دوست هست به صحرا چه حاجت است جانا به حاجتی که تو را هست با خداکآخر دمی بپرس که ما را چه حاجت است ای پادشاه حسن خدا را بسوختیمآخر سؤال…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 230 حافظ –اگر به باده مشکین دلم کشد شاید
اگر به باده مشکین دلم کشد شایدکه بوی خیر ز زهد ریا نمیآید جهانیان همه گر منع من کنند از عشقمن آن کنم که خداوندگار فرماید طمع ز فیض کرامت مبر که خلق کریمگنه ببخشد و بر عاشقان ببخشاید مقیم…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 101 حافظ – شراب و عیش نهان چیست کار بیبنیاد
شراب و عیش نهان چیست کار بیبنیادزدیم بر صف رندان و هر چه بادا باد گره ز دل بگشا و از سپهر یاد مکنکه فکر هیچ مهندس چنین گره نگشاد ز انقلاب زمانه عجب مدار که چرخاز این فسانه هزاران…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 299 حافظ – اگر شراب خوری جرعهای فشان بر خاک
اگر شراب خوری جرعهای فشان بر خاکاز آن گناه که نفعی رسد به غیر چه باک برو به هر چه تو داری بخور دریغ مخورکه بیدریغ زند روزگار تیغ هلاک به خاک پای تو ای سرو نازپرور منکه روز واقعه…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 142 حافظ –دوستان دختر رز توبه ز مستوری کرد
دوستان دختر رز توبه ز مستوری کردشد سوی محتسب و کار به دستوری کرد آمد از پرده به مجلس عرقش پاک کنیدتا نگویند حریفان که چرا دوری کرد مژدگانی بده ای دل که دگر مطرب عشقراه مستانه زد و چاره…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 47 حافظ – به کوی میکده هر سالکی که ره دانست
به کوی میکده هر سالکی که ره دانستدری دگر زدن اندیشه تبه دانست زمانه افسر رندی نداد جز به کسیکه سرفرازی عالم در این کله دانست بر آستانه میخانه هر که یافت رهیز فیض جام می اسرار خانقه دانست هر…
-
معنی سبیل در فال قهوه و تفسیر کامل آن
نقش سبیل در فال قهوه با توجه به اینکه در کدام قسمت از فنجان نمایان شود، معانی مختلفی دارد. سبیل نمادی از مردانگی، حمایت و بلوغ است. در ادامه این نوشته از سایت تاپترین به بررسی تفسیر کامل نشان سبیل…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 315 حافظ – به غیر از آن که بشد دین و دانش از دستم
به غیر از آن که بشد دین و دانش از دستمبیا بگو که ز عشقت چه طرف بربستم اگر چه خرمن عمرم غم تو داد به بادبه خاک پای عزیزت که عهد نشکستم چو ذره گر چه حقیرم ببین به…

