فال و طالع بینی
-
تفسیر و معنی غزل شماره 22 حافظ – چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست
چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاستسخن شناس نهای جان من خطا این جاست سرم به دنیی و عقبی فرو نمیآیدتبارک الله از این فتنهها که در سر ماست در اندرون من خسته دل ندانم کیستکه من خموشم و…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 31 حافظ – آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب است
آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب استیا رب این تأثیر دولت در کدامین کوکب است تا به گیسوی تو دست ناسزایان کم رسدهر دلی از حلقهای در ذکر یارب یارب است کشته چاه زنخدان توام کز هر طرفصد…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 444 حافظ –شهریست پرظریفان و از هر طرف نگاری
شهریست پرظریفان و از هر طرف نگارییاران صلای عشق است گر میکنید کاری چشم فلک نبیند زین طرفهتر جوانیدر دست کس نیفتد زین خوبتر نگاری هرگز که دیده باشد جسمی ز جان مرکببر دامنش مبادا زین خاکیان غباری چون من…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 281 حافظ – یا رب این نوگل خندان که سپردی به منش
یا رب این نوگل خندان که سپردی به منشمیسپارم به تو از چشم حسود چمنش گر چه از کوی وفا گشت به صد مرحله دوردور باد آفت دور فلک از جان و تنش گر به سرمنزل سلمی رسی ای باد…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 256 حافظ –نصیحتی کنمت بشنو و بهانه مگیر
نصیحتی کنمت بشنو و بهانه مگیرهر آنچه ناصح مشفق بگویدت بپذیر ز وصل روی جوانان تمتعی بردارکه در کمینگه عمر است مکر عالم پیر نعیم هر دو جهان پیش عاشقان به جویکه این متاع قلیل است و آن عطای کثیر…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 495 حافظ – می خواه و گل افشان کن از دهر چه میجویی
می خواه و گل افشان کن از دهر چه میجوییاین گفت سحرگه گل بلبل تو چه میگویی مسند به گلستان بر تا شاهد و ساقی رالب گیری و رخ بوسی می نوشی و گل بویی شمشاد خرامان کن و آهنگ…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 456 حافظ –نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشی
نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشیکه بسی گل بدمد باز و تو در گل باشی من نگویم که کنون با که نشین و چه بنوشکه تو خود دانی اگر زیرک و عاقل باشی چنگ در پرده همین میدهدت…
-
معنی گورخر در فال قهوه و تفسیر کامل آن
نقش گورخر در فال قهوه با توجه به اینکه در کدام قسمت از فنجان نمایان شود، معانی مختلفی دارد. گورخر نمادی از موفقیت، کامیابی و ثروت است. در ادامه این نوشته از سایت تاپترین به بررسی تفسیر کامل نشان گورخر میپردازیم که…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 312 حافظ –بُشری اِذِ السّلامهُ حَلَّت بِذی سَلَم
بُشری اِذِ السّلامهُ حَلَّت بِذی سَلَمللهِ حمدُ مُعتَرِفٍ غایهَ النِّعَم آن خوش خبر کجاست که این فتح مژده دادتا جان فشانمش چو زر و سیم در قدم از بازگشت شاه در این طرفه منزل استآهنگ خصم او به سراپردهٔ عدم…

