فال و طالع بینی
-
معنی جوجه تیغی در فال قهوه و تفسیر کامل آن
دیدن جوجه تیغی در فال قهوه نمادی از دفاع از خود، تیزهوشی و استعداد است. معنی جوجه تیغی در فال قهوه با توجه به اینکه در کجای فنجان قهوه نقش بسته متفاوت است اما در کل پیامی است که میتوان…
-
معنی دست، انگشت و ناخن در فال قهوه و تفسیر کامل آن
نقش دست، انگشت و ناخن در فال قهوه با توجه به اینکه در کدام قسمت از فنجان نمایان شوند، معانی مختلفی دارند. به طور کلی میتوان گفت که دست نمادی از روابط، انگشت نمادی از فراست و ناخن نمادی از…
-
معنی طاووس در فال قهوه و تفسیر کامل آن
نمایان شدن طاووس در فال قهوه با توجه به اینکه در کدام قسمت از فنجان نقش بسته باشد معانی مختلفی دارد. دست یافتن به موفقیت، خوش شانسی و زندگی جدید توام با شانس از تعبیرهای طاووس در فال قهوه است.…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 15 حافظ – ای شاهد قدسی که کشد بند نقابت
ای شاهد قدسی که کشد بند نقابتو ای مرغ بهشتی که دهد دانه و آبت خوابم بشد از دیده در این فکر جگرسوزکاغوش که شد منزل آسایش و خوابت درویش نمیپرسی و ترسم که نباشداندیشه آمرزش و پروای ثوابت راه…
-
معنی کارت تاروت Death معکوس و تفسیر کارت مرگ
کارت تاروت Death یا مرگ که با نام کارت پوسیدگی در تاروت نیز شناخته میشود، از دیگر کارتهایی است که نمادی از دگرگونی بزرگ دارد؛ دگرگونی که مشخص نیست چه اتفاقاتی خواهد افتاد و همچون مرگ که پس از آن…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 196 حافظ – آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند
آنان که خاک را به نظر کیمیا کنندآیا بود که گوشه چشمی به ما کنند دردم نهفته به ز طبیبان مدعیباشد که از خزانه غیبم دوا کنند معشوق چون نقاب ز رخ در نمیکشدهر کس حکایتی به تصور چرا کنند…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 357 حافظ – در خرابات مغان نور خدا میبینم
در خرابات مغان نور خدا میبینماین عجب بین که چه نوری ز کجا میبینم جلوه بر من مفروش ای ملک الحاج که توخانه میبینی و من خانه خدا میبینم خواهم از زلف بتان نافه گشایی کردنفکر دور است همانا که…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 383 حافظ – چندان که گفتم غم با طبیبان
چندان که گفتم غم با طبیباندرمان نکردند مسکین غریبان آن گل که هر دم در دست بادیستگو شرم بادش از عندلیبان یا رب امان ده تا بازبیندچشم محبان روی حبیبان درج محبت بر مهر خود نیستیا رب مبادا کام رقیبان…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 213 حافظ – گوهر مخزن اسرار همان است که بود
گوهر مخزن اسرار همان است که بودحقه مهر بدان مهر و نشان است که بود عاشقان زمره ارباب امانت باشندلاجرم چشم گهربار همان است که بود از صبا پرس که ما را همه شب تا دم صبحبوی زلف تو همان…


