فال و طالع بینی
-
تفسیر و معنی غزل شماره 452 حافظ –طفیل هستی عشقند آدمی و پری
طفیل هستی عشقند آدمی و پریارادتی بنما تا سعادتی ببری بکوش خواجه و از عشق بینصیب مباشکه بنده را نخرد کس به عیب بیهنری می صبوح و شکرخواب صبحدم تا چندبه عذر نیم شبی کوش و گریه سحری تو خود…
-
معنی ببر در فال قهوه و تفسیر کامل آن
ببر در فال قهوه نمادی از شهامت، عزم و اراده است. تعبیر فال قهوه ببر به شما میگوید که انرژیتان را صرف کارهای بی نتیجه نکرده و از افراد نادان دوری کنید. در ادامه این نوشته از سایت تاپترین به…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 267 حافظ – ای صبا گر بگذری بر ساحل رود ارس
ای صبا گر بگذری بر ساحل رود ارسبوسه زن بر خاک آن وادی و مشکین کن نفس منزل سلمی که بادش هر دم از ما صد سلامپرصدای ساربانان بینی و بانگ جرس محمل جانان ببوس آن گه به زاری عرضه…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 165 حافظ – مرا مهر سیه چشمان ز سر بیرون نخواهد شد
مرا مهر سیه چشمان ز سر بیرون نخواهد شدقضای آسمان است این و دیگرگون نخواهد شد رقیب آزارها فرمود و جای آشتی نگذاشتمگر آه سحرخیزان سوی گردون نخواهد شد مرا روز ازل کاری به جز رندی نفرمودندهر آن قسمت که…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 220 حافظ –از دیده خون دل همه بر روی ما رود
از دیده خون دل همه بر روی ما رودبر روی ما ز دیده چه گویم چهها رود ما در درون سینه هوایی نهفتهایمبر باد اگر رود دل ما زان هوا رود خورشید خاوری کند از رشک جامه چاکگر ماه مهرپرور…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 458 حافظ –ای دل آن دم که خراب از می گلگون باشی
ای دل آن دم که خراب از می گلگون باشیبی زر و گنج به صد حشمت قارون باشی در مقامی که صدارت به فقیران بخشندچشم دارم که به جاه از همه افزون باشی در ره منزل لیلی که خطرهاست در…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 182 حافظ –حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند
حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چندمحرمی کو که فرستم به تو پیغامی چند ما بدان مقصد عالی نتوانیم رسیدهم مگر پیش نهد لطف شما گامی چند چون می از خم به سبو رفت و گل افکند نقابفرصت عیش نگه…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 362 حافظ –دیدار شد میسر و بوس و کنار هم
دیدار شد میسر و بوس و کنار هماز بخت شکر دارم و از روزگار هم زاهد برو که طالع اگر طالع من استجامم به دست باشد و زلف نگار هم ما عیب کس به مستی و رندی نمیکنیملعل بتان خوش…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 210 حافظ –دوش در حلقه ما قصه گیسوی تو بود
دوش در حلقه ما قصه گیسوی تو بودتا دل شب سخن از سلسله موی تو بود دل که از ناوک مژگان تو در خون میگشتباز مشتاق کمانخانه ابروی تو بود هم عفاالله صبا کز تو پیامی میدادور نه در کس…

