غزلیات حافظ
دیوان حافظ کتابی است مشتمل بر اشعار باقیمانده از حافظ است که بیشتر این شعرها به زبان فارسی است؛ اما اشعار ملمع (به زبان فارسی و عربی) و یک غزل تمام عربی هم در آن وجود دارد. غزلیات حافظ مهمترین بخش این دیوان هستند. شعرهایی در قالب شعری قطعه، قصیده، مثنوی و رباعی که شامل ۴۹۵ غزل در ویرایش قزوینی و غنی، ۴۸۶ غزل در ویرایش دوم خانلری و ۴۸۴ غزل در ویرایش سایه است. از این غزلیات برای گرفتن فال حافظ استفاده میشود.
فال حافظ آنلاین اصلی با تفسیر
فال حافظ آنلاین تاپترین با معنی اصلی کاملترین تفسیر را بین فال های حافظ دارد ⭐ با تعبیر فال حافظ تاپترین در موضوعات مختلف ازدواج، عشقی و استخاره سرنوشت خود را بسنجید.
-
تفسیر و معنی غزل شماره 405 حافظ – به جان پیر خرابات و حق صحبت او
به جان پیر خرابات و حق صحبت اوکه نیست در سر من جز هوای خدمت او بهشت اگر چه نه جای گناهکاران استبیار باده که مستظهرم به همت او چراغ صاعقه آن سحاب روشن بادکه زد به خرمن ما آتش…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 404 حافظ –میفکن بر صف رندان نظری بهتر از این
میفکن بر صف رندان نظری بهتر از اینبر در میکده می کن گذری بهتر از این در حق من لبت این لطف که میفرمایدسخت خوب است ولیکن قدری بهتر از این آن که فکرش گره از کار جهان بگشایدگو در…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 403 حافظ – شراب لعل کش و روی مه جبینان بین
شراب لعل کش و روی مه جبینان بینخلاف مذهب آنان جمال اینان بین به زیر دلق ملمع کمندها دارنددرازدستی این کوته آستینان بین به خرمن دو جهان سر فرو نمیآرنددماغ و کبر گدایان و خوشه چینان بین بهای نیم کرشمه…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 402 حافظ –نکتهای دلکش بگویم خال آن مه رو ببین
نکتهای دلکش بگویم خال آن مه رو ببینعقل و جان را بسته زنجیر آن گیسو ببین عیب دل کردم که وحشی وضع و هرجایی مباشگفت چشم شیرگیر و غنج آن آهو ببین حلقه زلفش تماشاخانه باد صباستجان صد صاحب دل…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 401 حافظ – چون شوم خاک رهش دامن بیفشاند ز من
چون شوم خاک رهش دامن بیفشاند ز منور بگویم دل بگردان رو بگرداند ز من روی رنگین را به هر کس مینماید همچو گلور بگویم بازپوشان بازپوشاند ز من چشم خود را گفتم آخر یک نظر سیرش ببینگفت میخواهی مگر…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 400 حافظ –بالابلند عشوه گر نقش باز من
بالابلند عشوه گر نقش باز منکوتاه کرد قصه زهد دراز من دیدی دلا که آخر پیری و زهد و علمبا من چه کرد دیده معشوقه باز من میترسم از خرابی ایمان که میبردمحراب ابروی تو حضور نماز من گفتم به…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 399 حافظ – کرشمهای کن و بازار ساحری بشکن
کرشمهای کن و بازار ساحری بشکنبه غمزه رونق و ناموس سامری بشکن به باد ده سر و دستار عالمی یعنیکلاه گوشه به آیین سروری بشکن به زلف گوی که آیین دلبری بگذاربه غمزه گوی که قلب ستمگری بشکن برون خرام…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 398 حافظ –ای نور چشم من سخنی هست گوش کن
ای نور چشم من سخنی هست گوش کنچون ساغرت پر است بنوشان و نوش کن در راه عشق وسوسه اهرمن بسیستپیش آی و گوش دل به پیام سروش کن برگ نوا تبه شد و ساز طرب نماندای چنگ ناله برکش…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 397 حافظ – ز در درآ و شبستان ما منور کن
ز در درآ و شبستان ما منور کنهوای مجلس روحانیان معطر کن اگر فقیه نصیحت کند که عشق مبازپیالهای بدهش گو دماغ را تر کن به چشم و ابروی جانان سپردهام دل و جانبیا بیا و تماشای طاق و منظر…