غزلیات حافظ
دیوان حافظ کتابی است مشتمل بر اشعار باقیمانده از حافظ است که بیشتر این شعرها به زبان فارسی است؛ اما اشعار ملمع (به زبان فارسی و عربی) و یک غزل تمام عربی هم در آن وجود دارد. غزلیات حافظ مهمترین بخش این دیوان هستند. شعرهایی در قالب شعری قطعه، قصیده، مثنوی و رباعی که شامل ۴۹۵ غزل در ویرایش قزوینی و غنی، ۴۸۶ غزل در ویرایش دوم خانلری و ۴۸۴ غزل در ویرایش سایه است. از این غزلیات برای گرفتن فال حافظ استفاده میشود.
فال حافظ آنلاین اصلی با تفسیر
فال حافظ آنلاین تاپترین با معنی اصلی کاملترین تفسیر را بین فال های حافظ دارد ⭐ با تعبیر فال حافظ تاپترین در موضوعات مختلف ازدواج، عشقی و استخاره سرنوشت خود را بسنجید.
-
تفسیر و معنی غزل شماره 414 حافظ –گلبن عیش میدمد ساقی گلعذار کو
گلبن عیش میدمد ساقی گلعذار کوباد بهار میوزد باده خوشگوار کو هر گل نو ز گلرخی یاد همیکند ولیگوش سخن شنو کجا دیده اعتبار کو مجلس بزم عیش را غالیه مراد نیستای دم صبح خوش نفس نافه زلف یار کو…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 413 حافظ – خط عذار یار که بگرفت ماه از او
خط عذار یار که بگرفت ماه از اوخوش حلقهایست لیک به در نیست راه از او ابروی دوست گوشه محراب دولت استآن جا بمال چهره و حاجت بخواه از او ای جرعه نوش مجلس جم سینه پاک دارکآیینهایست جام جهان…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 412 حافظ –مرا چشمیست خون افشان ز دست آن کمان ابرو
مرا چشمیست خون افشان ز دست آن کمان ابروجهان بس فتنه خواهد دید از آن چشم و از آن ابرو غلام چشم آن ترکم که در خواب خوش مستینگارین گلشنش روی است و مشکین سایبان ابرو هلالی شد تنم زین…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 411 حافظ – تاب بنفشه میدهد طره مشک سای تو
تاب بنفشه میدهد طره مشک سای توپرده غنچه میدرد خنده دلگشای تو ای گل خوش نسیم من بلبل خویش را مسوزکز سر صدق میکند شب همه شب دعای تو من که ملول گشتمی از نفس فرشتگانقال و مقال عالمی میکشم…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 410 حافظ –ای قبای پادشاهی راست بر بالای تو
ای قبای پادشاهی راست بر بالای توزینت تاج و نگین از گوهر والای تو آفتاب فتح را هر دم طلوعی میدهداز کلاه خسروی رخسار مه سیمای تو جلوه گاه طایر اقبال باشد هر کجاسایهاندازد همای چتر گردون سای تو از…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 409 حافظ – ای خونبهای نافه چین خاک راه تو
ای خونبهای نافه چین خاک راه توخورشید سایه پرور طرف کلاه تو نرگس کرشمه میبرد از حد برون خرامای من فدای شیوه چشم سیاه تو خونم بخور که هیچ ملک با چنان جمالاز دل نیایدش که نویسد گناه تو آرام…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 408 حافظ –ای آفتاب آینه دار جمال تو
ای آفتاب آینه دار جمال تومشک سیاه مجمره گردان خال تو صحن سرای دیده بشستم ولی چه سودکاین گوشه نیست درخور خیل خیال تو در اوج ناز و نعمتی ای پادشاه حسنیا رب مباد تا به قیامت زوال تو مطبوعتر…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 407 حافظ – مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو
مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نویادم از کشته خویش آمد و هنگام درو گفتم ای بخت بخفتیدی و خورشید دمیدگفت با این همه از سابقه نومید مشو گر روی پاک و مجرد چو مسیحا به فلکاز چراغ تو…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 406 حافظ –گفتا برون شدی به تماشای ماه نو
گفتا برون شدی به تماشای ماه نواز ماه ابروان منت شرم باد رو عمریست تا دلت ز اسیران زلف ماستغافل ز حفظ جانب یاران خود مشو مفروش عطر عقل به هندوی زلف ماکان جا هزار نافه مشکین به نیم جو…