- غزلیات حافظ
تفسیر و معنی غزل شماره 400 حافظ –بالابلند عشوه گر نقش باز من
بالابلند عشوه گر نقش باز منکوتاه کرد قصه زهد دراز من دیدی دلا که آخر پیری و زهد و علمبا من چه کرد دیده معشوقه باز من میترسم از خرابی ایمان که میبردمحراب ابروی تو حضور نماز من گفتم به…
- غزلیات حافظ
تفسیر و معنی غزل شماره 399 حافظ – کرشمهای کن و بازار ساحری بشکن
کرشمهای کن و بازار ساحری بشکنبه غمزه رونق و ناموس سامری بشکن به باد ده سر و دستار عالمی یعنیکلاه گوشه به آیین سروری بشکن به زلف گوی که آیین دلبری بگذاربه غمزه گوی که قلب ستمگری بشکن برون خرام…
- غزلیات حافظ
تفسیر و معنی غزل شماره 398 حافظ –ای نور چشم من سخنی هست گوش کن
ای نور چشم من سخنی هست گوش کنچون ساغرت پر است بنوشان و نوش کن در راه عشق وسوسه اهرمن بسیستپیش آی و گوش دل به پیام سروش کن برگ نوا تبه شد و ساز طرب نماندای چنگ ناله برکش…
- غزلیات حافظ
تفسیر و معنی غزل شماره 397 حافظ – ز در درآ و شبستان ما منور کن
ز در درآ و شبستان ما منور کنهوای مجلس روحانیان معطر کن اگر فقیه نصیحت کند که عشق مبازپیالهای بدهش گو دماغ را تر کن به چشم و ابروی جانان سپردهام دل و جانبیا بیا و تماشای طاق و منظر…
- غزلیات حافظ
تفسیر و معنی غزل شماره 396 حافظ –صبح است ساقیا قدحی پرشراب کن
صبح است ساقیا قدحی پرشراب کندور فلک درنگ ندارد شتاب کن زان پیشتر که عالم فانی شود خرابما را ز جام باده گلگون خراب کن خورشید می ز مشرق ساغر طلوع کردگر برگ عیش میطلبی ترک خواب کن روزی که…
- غزلیات حافظ
تفسیر و معنی غزل شماره 395 حافظ – گلبرگ را ز سنبل مشکین نقاب کن
گلبرگ را ز سنبل مشکین نقاب کنیعنی که رخ بپوش و جهانی خراب کن بفشان عرق ز چهره و اطراف باغ راچون شیشههای دیده ما پرگلاب کن ایام گل چو عمر به رفتن شتاب کردساقی به دور باده گلگون شتاب…
- غزلیات حافظ
تفسیر و معنی غزل شماره 394 حافظ –ای روی ماه منظر تو نوبهار حسن
ای روی ماه منظر تو نوبهار حسنخال و خط تو مرکز حسن و مدار حسن در چشم پرخمار تو پنهان فسون سحردر زلف بیقرار تو پیدا قرار حسن ماهی نتافت همچو تو از برج نیکوییسروی نخاست چون قدت از جویبار…
- غزلیات حافظ
تفسیر و معنی غزل شماره 393 حافظ – منم که شهره شهرم به عشق ورزیدن
منم که شهره شهرم به عشق ورزیدنمنم که دیده نیالودهام به بد دیدن وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیمکه در طریقت ما کافریست رنجیدن به پیر میکده گفتم که چیست راه نجاتبخواست جام می و گفت عیب پوشیدن…
- غزلیات حافظ
تفسیر و معنی غزل شماره 392 حافظ –دانی که چیست دولت دیدار یار دیدن
دانی که چیست دولت دیدار یار دیدندر کوی او گدایی بر خسروی گزیدن از جان طمع بریدن آسان بود ولیکناز دوستان جانی مشکل توان بریدن خواهم شدن به بستان چون غنچه با دل تنگوان جا به نیک نامی پیراهنی دریدن…
