- غزلیات حافظ
تفسیر و معنی غزل شماره 193 حافظ – در نظربازی ما بیخبران حیرانند
در نظربازی ما بیخبران حیرانندمن چنینم که نمودم دگر ایشان دانند عاقلان نقطه پرگار وجودند ولیعشق داند که در این دایره سرگردانند جلوه گاه رخ او دیده من تنها نیستماه و خورشید همین آینه میگردانند عهد ما با لب شیرین…
- غزلیات حافظ
تفسیر و معنی غزل شماره 192 حافظ –سرو چمان من چرا میل چمن نمی کند
سرو چمان من چرا میل چمن نمی کندهمدم گل نمی شود یاد سمن نمی کند دی گله ای ز طره اش کردم و از سر فسوسگفت که این سیاه کج گوش به من نمی کند تا دل هرزه گرد من…
- غزلیات حافظ
تفسیر و معنی غزل شماره 191 حافظ – آن کیست کز روی کرم با ما وفاداری کند
آن کیست کز روی کرم با ما وفاداری کندبر جای بدکاری چو من یک دم نکوکاری کند اول به بانگ نای و نی آرد به دل پیغام ویوان گه به یک پیمانه می با من وفاداری کند دلبر که جان…
- غزلیات حافظ
تفسیر و معنی غزل شماره 190 حافظ –کلک مشکین تو روزی که ز ما یاد کند
کلک مشکین تو روزی که ز ما یاد کندببرد اجر دو صد بنده که آزاد کند قاصد منزل سلمی که سلامت بادشچه شود گر به سلامی دل ما شاد کند امتحان کن که بسی گنج مرادت بدهندگر خرابی چو مرا…
- غزلیات حافظ
تفسیر و معنی غزل شماره 189 حافظ – طایر دولت اگر باز گذاری بکند
طایر دولت اگر باز گذاری بکندیار بازآید و با وصل قراری بکند دیده را دستگه در و گهر گر چه نماندبخورد خونی و تدبیر نثاری بکند دوش گفتم بکند لعل لبش چاره منهاتف غیب ندا داد که آری بکند کس…
- غزلیات حافظ
تفسیر و معنی غزل شماره 188 حافظ – مرا به رندی و عشق آن فضول عیب کند
مرا به رندی و عشق آن فضول عیب کندکه اعتراض بر اسرار علم غیب کند کمال سر محبت ببین نه نقص گناهکه هر که بیهنر افتد نظر به عیب کند ز عطر حور بهشت آن نفس برآید بویکه خاک میکده…
- غزلیات حافظ
تفسیر و معنی غزل شماره 187 حافظ – دلا بسوز که سوز تو کارها بکند
دلا بسوز که سوز تو کارها بکندنیاز نیم شبی دفع صد بلا بکند عتاب یار پری چهره عاشقانه بکشکه یک کرشمه تلافی صد جفا بکند ز ملک تا ملکوتش حجاب بردارندهر آن که خدمت جام جهان نما بکند طبیب عشق…
- غزلیات حافظ
تفسیر و معنی غزل شماره 186 حافظ –گر می فروش حاجت رندان روا کند
گر می فروش حاجت رندان روا کندایزد گنه ببخشد و دفع بلا کند ساقی به جام عدل بده باده تا گداغیرت نیاورد که جهان پربلا کند حقا کز این غمان برسد مژده امانگر سالکی به عهد امانت وفا کند گر…
- غزلیات حافظ
تفسیر و معنی غزل شماره 185 حافظ – نقدها را بود آیا که عیاری گیرند
نقدها را بود آیا که عیاری گیرندتا همه صومعه داران پی کاری گیرند مصلحت دید من آن است که یاران همه کاربگذارند و خم طره یاری گیرند خوش گرفتند حریفان سر زلف ساقیگر فلکشان بگذارد که قراری گیرند قوت بازوی…
