- غزلیات حافظ
تفسیر و معنی غزل شماره 202 حافظ –بود آیا که در میکدهها بگشایند
بود آیا که در میکدهها بگشایندگره از کار فروبسته ما بگشایند اگر از بهر دل زاهد خودبین بستنددل قوی دار که از بهر خدا بگشایند به صفای دل رندان صبوحی زدگانبس در بسته به مفتاح دعا بگشایند نامه تعزیت دختر…
- غزلیات حافظ
تفسیر و معنی غزل شماره 201 حافظ – شراب بیغش و ساقی خوش دو دام رهند
شراب بیغش و ساقی خوش دو دام رهندکه زیرکان جهان از کمندشان نرهند من ار چه عاشقم و رند و مست و نامه سیاههزار شکر که یاران شهر بیگنهند جفا نه پیشه درویشیست و راهرویبیار باده که این سالکان نه…
- غزلیات حافظ
تفسیر و معنی غزل شماره 200 حافظ –دانی که چنگ و عود چه تقریر میکنند
دانی که چنگ و عود چه تقریر میکنندپنهان خورید باده که تعزیر میکنند ناموس عشق و رونق عشاق میبرندعیب جوان و سرزنش پیر میکنند جز قلب تیره هیچ نشد حاصل و هنوزباطل در این خیال که اکسیر میکنند گویند رمز…
- غزلیات حافظ
تفسیر و معنی غزل شماره 199 حافظ – واعظان کاین جلوه در محراب و منبر میکنند
واعظان کاین جلوه در محراب و منبر میکنندچون به خلوت میروند آن کار دیگر میکنند مشکلی دارم ز دانشمند مجلس بازپرستوبه فرمایان چرا خود توبه کمتر میکنند گوییا باور نمیدارند روز داوریکاین همه قلب و دغل در کار داور میکنند…
- غزلیات حافظ
تفسیر و معنی غزل شماره 198 حافظ –گفتم کی ام دهان و لبت کامران کنند
گفتم کی ام دهان و لبت کامران کنندگفتا به چشم هر چه تو گویی چنان کنند گفتم خراج مصر طلب میکند لبتگفتا در این معامله کمتر زیان کنند گفتم به نقطه دهنت خود که برد راهگفت این حکایتیست که با…
- غزلیات حافظ
تفسیر و معنی غزل شماره 197 حافظ – شاهدان گر دلبری زین سان کنند
شاهدان گر دلبری زین سان کنندزاهدان را رخنه در ایمان کنند هر کجا آن شاخ نرگس بشکفدگلرخانش دیده نرگسدان کنند ای جوان سروقد گویی ببرپیش از آن کز قامتت چوگان کنند عاشقان را بر سر خود حکم نیستهر چه فرمان…
- غزلیات حافظ
تفسیر و معنی غزل شماره 196 حافظ – آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند
آنان که خاک را به نظر کیمیا کنندآیا بود که گوشه چشمی به ما کنند دردم نهفته به ز طبیبان مدعیباشد که از خزانه غیبم دوا کنند معشوق چون نقاب ز رخ در نمیکشدهر کس حکایتی به تصور چرا کنند…
- غزلیات حافظ
تفسیر و معنی غزل شماره 195 حافظ – غلام نرگس مست تو تاجدارانند
غلام نرگس مست تو تاجدارانندخراب باده لعل تو هوشیارانند تو را صبا و مرا آب دیده شد غمازو گر نه عاشق و معشوق رازدارانند ز زیر زلف دوتا چون گذر کنی بنگرکه از یمین و یسارت چه سوگوارانند گذار کن…
- غزلیات حافظ
تفسیر و معنی غزل شماره 194 حافظ –سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانندپری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند به فتراک جفا دلها چو بربندند بربندندز زلف عنبرین جانها چو بگشایند بفشانند به عمری یک نفس با ما چو بنشینند برخیزندنهال شوق در خاطر چو…
