- غزلیات حافظ
تفسیر و معنی غزل شماره 328 حافظ –من که باشم که بر آن خاطر عاطر گذرم
من که باشم که بر آن خاطر عاطر گذرملطفها میکنی ای خاک درت تاج سرم دلبرا بنده نوازیت که آموخت بگوکه من این ظن به رقیبان تو هرگز نبرم همتم بدرقه راه کن ای طایر قدسکه دراز است ره مقصد…
- غزلیات حافظ
تفسیر و معنی غزل شماره 327 حافظ – مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم
مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارمهواداران کویش را چو جان خویشتن دارم صفای خلوت خاطر از آن شمع چگل جویمفروغ چشم و نور دل از آن ماه ختن دارم به کام و آرزوی دل چو دارم…
- غزلیات حافظ
تفسیر و معنی غزل شماره 326 حافظ –در نهانخانه عشرت صنمی خوش دارم
در نهانخانه عشرت صنمی خوش دارمکز سر زلف و رخش نعل در آتش دارم عاشق و رندم و میخواره به آواز بلندوین همه منصب از آن حور پریوش دارم گر تو زین دست مرا بی سر و سامان داریمن به…
- غزلیات حافظ
تفسیر و معنی غزل شماره 325 حافظ – گر دست دهد خاک کف پای نگارم
گر دست دهد خاک کف پای نگارمبر لوح بصر خط غباری بنگارم بر بوی کنار تو شدم غرق و امید استاز موج سرشکم که رساند به کنارم پروانه او گر رسدم در طلب جانچون شمع همان دم به دمی جان…
- غزلیات حافظ
تفسیر و معنی غزل شماره 324 حافظ –گر چه افتاد ز زلفش گرهی در کارم
گر چه افتاد ز زلفش گرهی در کارمهمچنان چشم گشاد از کرمش میدارم به طرب حمل مکن سرخی رویم که چو جامخون دل عکس برون میدهد از رخسارم پرده مطربم از دست برون خواهد بردآه اگر زان که در این…
- غزلیات حافظ
تفسیر و معنی غزل شماره 323 حافظ – ز دست کوته خود زیر بارم
ز دست کوته خود زیر بارمکه از بالابلندان شرمسارم مگر زنجیر مویی گیردم دستوگر نه سر به شیدایی برآرم ز چشم من بپرس اوضاع گردونکه شب تا روز اختر میشمارم بدین شکرانه میبوسم لب جامکه کرد آگه ز راز روزگارم…
- غزلیات حافظ
تفسیر و معنی غزل شماره 322 حافظ –خیال نقش تو در کارگاه دیده کشیدم
خیال نقش تو در کارگاه دیده کشیدمبه صورت تو نگاری ندیدم و نشنیدم اگر چه در طلبت همعنان باد شمالمبه گرد سرو خرامان قامتت نرسیدم امید در شب زلفت به روز عمر نبستمطمع به دور دهانت ز کام دل ببریدم…
- غزلیات حافظ
تفسیر و معنی غزل شماره 321 حافظ – هر چند پیر و خسته دل و ناتوان شدم
هر چند پیر و خسته دل و ناتوان شدمهر گه که یاد روی تو کردم جوان شدم شکر خدا که هر چه طلب کردم از خدابر منتهای همت خود کامران شدم ای گلبن جوان بر دولت بخور که مندر سایه…
- غزلیات حافظ
تفسیر و معنی غزل شماره 320 حافظ –دیشب به سیل اشک ره خواب میزدم
دیشب به سیل اشک ره خواب میزدمنقشی به یاد خط تو بر آب میزدم ابروی یار در نظر و خرقه سوختهجامی به یاد گوشه محراب میزدم هر مرغ فکر کز سر شاخ سخن بجستبازش ز طره تو به مضراب میزدم…
