غزلیات حافظ
دیوان حافظ کتابی است مشتمل بر اشعار باقیمانده از حافظ است که بیشتر این شعرها به زبان فارسی است؛ اما اشعار ملمع (به زبان فارسی و عربی) و یک غزل تمام عربی هم در آن وجود دارد. غزلیات حافظ مهمترین بخش این دیوان هستند. شعرهایی در قالب شعری قطعه، قصیده، مثنوی و رباعی که شامل ۴۹۵ غزل در ویرایش قزوینی و غنی، ۴۸۶ غزل در ویرایش دوم خانلری و ۴۸۴ غزل در ویرایش سایه است. از این غزلیات برای گرفتن فال حافظ استفاده میشود.
فال حافظ آنلاین اصلی با تفسیر
فال حافظ آنلاین تاپترین با معنی اصلی کاملترین تفسیر را بین فال های حافظ دارد ⭐ با تعبیر فال حافظ تاپترین در موضوعات مختلف ازدواج، عشقی و استخاره سرنوشت خود را بسنجید.
-
تفسیر و معنی غزل شماره 450 حافظ –روزگاریست که ما را نگران میداری
روزگاریست که ما را نگران میداریمخلصان را نه به وضع دگران میداری گوشه چشم رضایی به منت باز نشداین چنین عزت صاحب نظران میداری ساعد آن به که بپوشی تو چو از بهر نگاردست در خون دل پرهنران میداری نه…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 449 حافظ – ای که مهجوری عشاق روا میداری
ای که مهجوری عشاق روا میداریعاشقان را ز بر خویش جدا میداری تشنه بادیه را هم به زلالی دریاببه امیدی که در این ره به خدا میداری دل ببردی و بحل کردمت ای جان لیکنبه از این دار نگاهش که…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 448 حافظ –ای که در کوی خرابات مقامی داری
ای که در کوی خرابات مقامی داریجم وقت خودی ار دست به جامی داری ای که با زلف و رخ یار گذاری شب و روزفرصتت باد که خوش صبحی و شامی داری ای صبا سوختگان بر سر ره منتظرندگر از…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 447 حافظ – بیا با ما مورز این کینه داری
بیا با ما مورز این کینه داریکه حق صحبت دیرینه داری نصیحت گوش کن کاین در بسی بهاز آن گوهر که در گنجینه داری ولیکن کی نمایی رخ به رندانتو کز خورشید و مه آیینه داری بد رندان مگو ای…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 446 حافظ –صبا تو نکهت آن زلف مشک بو داری
صبا تو نکهت آن زلف مشک بو داریبه یادگار بمانی که بوی او داری دلم که گوهر اسرار حسن و عشق در اوستتوان به دست تو دادن گرش نکو داری در آن شمایل مطبوع هیچ نتوان گفتجز این قدر که…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 445 حافظ – تو را که هر چه مراد است در جهان داری
تو را که هر چه مراد است در جهان داریچه غم ز حال ضعیفان ناتوان داری بخواه جان و دل از بنده و روان بستانکه حکم بر سر آزادگان روان داری میان نداری و دارم عجب که هر ساعتمیان مجمع…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 444 حافظ –شهریست پرظریفان و از هر طرف نگاری
شهریست پرظریفان و از هر طرف نگارییاران صلای عشق است گر میکنید کاری چشم فلک نبیند زین طرفهتر جوانیدر دست کس نیفتد زین خوبتر نگاری هرگز که دیده باشد جسمی ز جان مرکببر دامنش مبادا زین خاکیان غباری چون من…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 443 حافظ – چو سرو اگر بخرامی دمی به گلزاری
چو سرو اگر بخرامی دمی به گلزاریخورد ز غیرت روی تو هر گلی خاری ز کفر زلف تو هر حلقهای و آشوبیز سحر چشم تو هر گوشهای و بیماری مرو چو بخت من ای چشم مست یار به خوابکه در…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 442 حافظ –به جان او که گرم دسترس به جان بودی
به جان او که گرم دسترس به جان بودیکمینه پیشکش بندگانش آن بودی بگفتمی که بها چیست خاک پایش رااگر حیات گران مایه جاودان بودی به بندگی قدش سرو معترف گشتیگرش چو سوسن آزاده ده زبان بودی به خواب نیز…