غزلیات حافظ
دیوان حافظ کتابی است مشتمل بر اشعار باقیمانده از حافظ است که بیشتر این شعرها به زبان فارسی است؛ اما اشعار ملمع (به زبان فارسی و عربی) و یک غزل تمام عربی هم در آن وجود دارد. غزلیات حافظ مهمترین بخش این دیوان هستند. شعرهایی در قالب شعری قطعه، قصیده، مثنوی و رباعی که شامل ۴۹۵ غزل در ویرایش قزوینی و غنی، ۴۸۶ غزل در ویرایش دوم خانلری و ۴۸۴ غزل در ویرایش سایه است. از این غزلیات برای گرفتن فال حافظ استفاده میشود.
فال حافظ آنلاین اصلی با تفسیر
فال حافظ آنلاین تاپترین با معنی اصلی کاملترین تفسیر را بین فال های حافظ دارد ⭐ با تعبیر فال حافظ تاپترین در موضوعات مختلف ازدواج، عشقی و استخاره سرنوشت خود را بسنجید.
-
تفسیر و معنی غزل شماره 216 حافظ –آن یار کز او خانه ما جای پری بود
آن یار کز او خانه ما جای پری بود دل گفت فروکش کنم این شهر به بویشبیچاره ندانست که یارش سفری بود تنها نه ز راز دل من پرده برافتادتا بود فلک شیوه او پرده دری بود منظور خردمند من…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 215 حافظ – به کوی میکده یا رب سحر چه مشغله بود
به کوی میکده یا رب سحر چه مشغله بودکه جوش شاهد و ساقی و شمع و مشعله بود حدیث عشق که از حرف و صوت مستغنیستبه ناله دف و نی در خروش و ولوله بود مباحثی که در آن مجلس…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 214 حافظ –دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود
دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بودتعبیر رفت و کار به دولت حواله بود چل سال رنج و غصه کشیدیم و عاقبتتدبیر ما به دست شراب دوساله بود آن نافه مراد که میخواستم ز بختدر چین زلف آن…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 213 حافظ – گوهر مخزن اسرار همان است که بود
گوهر مخزن اسرار همان است که بودحقه مهر بدان مهر و نشان است که بود عاشقان زمره ارباب امانت باشندلاجرم چشم گهربار همان است که بود از صبا پرس که ما را همه شب تا دم صبحبوی زلف تو همان…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 212 حافظ –یک دو جامم دی سحرگه اتفاق افتاده بود
یک دو جامم دی سحرگه اتفاق افتاده بودوز لب ساقی شرابم در مذاق افتاده بود از سر مستی دگر با شاهد عهد شبابرجعتی میخواستم لیکن طلاق افتاده بود در مقامات طریقت هر کجا کردیم سیرعافیت را با نظربازی فراق افتاده…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 211 حافظ – دوش میآمد و رخساره برافروخته بود
دوش میآمد و رخساره برافروخته بودتا کجا باز دل غمزدهای سوخته بود رسم عاشق کشی و شیوه شهرآشوبیجامهای بود که بر قامت او دوخته بود جان عشاق سپند رخ خود میدانست و آتش چهره بدین کار برافروخته بودگر چه میگفت…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 210 حافظ –دوش در حلقه ما قصه گیسوی تو بود
دوش در حلقه ما قصه گیسوی تو بودتا دل شب سخن از سلسله موی تو بود دل که از ناوک مژگان تو در خون میگشتباز مشتاق کمانخانه ابروی تو بود هم عفاالله صبا کز تو پیامی میدادور نه در کس…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 209 حافظ – قتل این خسته به شمشیر تو تقدیر نبود
قتل این خسته به شمشیر تو تقدیر نبودور نه هیچ از دل بیرحم تو تقصیر نبود من دیوانه چو زلف تو رها میکردمهیچ لایقترم از حلقه زنجیر نبود یا رب این آینه حسن چه جوهر داردکه در او آه مرا…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 208 حافظ –خستگان را چو طلب باشد و قوت نبود
خستگان را چو طلب باشد و قوت نبودگر تو بیداد کنی شرط مروت نبود ما جفا از تو ندیدیم و تو خود نپسندیآنچه در مذهب ارباب طریقت نبود خیره آن دیده که آبش نبرد گریه عشقتیره آن دل که در…