غزلیات حافظ
دیوان حافظ کتابی است مشتمل بر اشعار باقیمانده از حافظ است که بیشتر این شعرها به زبان فارسی است؛ اما اشعار ملمع (به زبان فارسی و عربی) و یک غزل تمام عربی هم در آن وجود دارد. غزلیات حافظ مهمترین بخش این دیوان هستند. شعرهایی در قالب شعری قطعه، قصیده، مثنوی و رباعی که شامل ۴۹۵ غزل در ویرایش قزوینی و غنی، ۴۸۶ غزل در ویرایش دوم خانلری و ۴۸۴ غزل در ویرایش سایه است. از این غزلیات برای گرفتن فال حافظ استفاده میشود.
فال حافظ آنلاین اصلی با تفسیر
فال حافظ آنلاین تاپترین با معنی اصلی کاملترین تفسیر را بین فال های حافظ دارد ⭐ با تعبیر فال حافظ تاپترین در موضوعات مختلف ازدواج، عشقی و استخاره سرنوشت خود را بسنجید.
-
تفسیر و معنی غزل شماره 342 حافظ –حجاب چهره جان میشود غبار تنم
حجاب چهره جان میشود غبار تنمخوشا دمی که از آن چهره پرده برفکنم چنین قفس نه سزای چو من خوش الحانیستروم به گلشن رضوان که مرغ آن چمنم عیان نشد که چرا آمدم کجا رفتمدریغ و درد که غافل ز…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 341 حافظ – گر من از سرزنش مدعیان اندیشم
گر من از سرزنش مدعیان اندیشمشیوه مستی و رندی نرود از پیشم زهد رندان نوآموخته راهی بدهیستمن که بدنام جهانم چه صلاح اندیشم شاه شوریده سران خوان من بیسامان رازان که در کم خردی از همه عالم بیشم بر جبین…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 340 حافظ –من که از آتش دل چون خم می در جوشم
من که از آتش دل چون خم می در جوشممهر بر لب زده خون میخورم و خاموشم قصد جان است طمع در لب جانان کردنتو مرا بین که در این کار به جان میکوشم من کی آزاد شوم از غم…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 339 حافظ – خیال روی تو چون بگذرد به گلشن چشم
خیال روی تو چون بگذرد به گلشن چشمدل از پی نظر آید به سوی روزن چشم سزای تکیه گهت منظری نمیبینممنم ز عالم و این گوشه معین چشم بیا که لعل و گهر در نثار مقدم توز گنج خانه دل…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 338 حافظ –من دوستدار روی خوش و موی دلکشم
من دوستدار روی خوش و موی دلکشممدهوش چشم مست و می صاف بیغشم گفتی ز سر عهد ازل یک سخن بگوآن گه بگویمت که دو پیمانه درکشم من آدم بهشتیم اما در این سفرحالی اسیر عشق جوانان مه وشم در…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 337 حافظ – چرا نه در پی عزم دیار خود باشم
چرا نه در پی عزم دیار خود باشمچرا نه خاک سر کوی یار خود باشم غم غریبی و غربت چو بر نمیتابمبه شهر خود روم و شهریار خود باشم ز محرمان سراپرده وصال شومز بندگان خداوندگار خود باشم چو کار…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 336 حافظ –مژده وصل تو کو کز سر جان برخیزم
مژده وصل تو کو کز سر جان برخیزمطایر قدسم و از دام جهان برخیزم به ولای تو که گر بنده خویشم خوانیاز سر خواجگی کون و مکان برخیزم یا رب از ابر هدایت برسان بارانیپیشتر زان که چو گردی ز…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 335 حافظ – در خرابات مغان گر گذر افتد بازم
در خرابات مغان گر گذر افتد بازمحاصل خرقه و سجاده روان دربازم حلقه توبه گر امروز چو زهاد زنمخازن میکده فردا نکند در بازم ور چو پروانه دهد دست فراغ بالیجز بدان عارض شمعی نبود پروازم صحبت حور نخواهم که…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 334 حافظ –گر دست رسد در سر زلفین تو بازم
گر دست رسد در سر زلفین تو بازمچون گوی چه سرها که به چوگان تو بازم زلف تو مرا عمر دراز است ولی نیستدر دست سر مویی از آن عمر درازم پروانه راحت بده ای شمع که امشباز آتش دل…